برگردان به زبان ساده
به راه عشق که هرگز به سر نمیآید
به غیر گم شدن از راهبر نمیآید
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، هیچگاه به پایان نمیرسیم و تنها نتیجهای که به دست میآوریم گم شدن در این راه است.
همیشه عقل در اصلاح نفس عاجز بود
که پندگوی به دیوانه بر نمیآید
هوش مصنوعی: همیشه عقل نتوانسته است نفس را اصلاح کند، چون نمیتواند به یک دیوانه پند و نصیحت کند.
به است پایی کز وی برآید آبلهای
ز دست ما که ازو هیچ بر نمیآید
هوش مصنوعی: این عبارت به این معنی است که اگر از کسی قویتر و تواناتر باشد، حتی کوچکترین اتفاقی را هم نمیتواند تحمل کند. به عبارت دیگر، هرچقدر هم که تلاش کنیم، بعضی مسائل فراتر از توان ما هستند و نمیتوانیم به سادگی با آنها برخورد کنیم.
از آن کمر نتوانم دمی نظر بستن
ز نازکی به نظر گرچه در نمیآید
هوش مصنوعی: به خاطر نازک بودن آن کمر، نتوانم حتی لحظهای به آن نگاه کنم، حتی اگر به نظر هم نمیآید.
یگانگی که نفاقی در آن میان نبود
درین زمانه ز شیر و شکر نمیآید
هوش مصنوعی: یگانگی و همبستگی واقعی در دنیای امروز، که پر از نفاق و تفرقه است، از هیچ چیز خوشایند و شیرین نمیتواند به وجود بیاید.
چو سیل خود خبر خود برم به هر وادی
خبر ز گرمروان پیشتر نمیآید
هوش مصنوعی: مانند سیلی که به هر جا میرود، من هم خبر خود را به همه جا میبرم؛ اما خبر از انسانهای شاداب و با انرژی پیشتر نمیرسد.
به روزگار چنان عیب شد سلامت نفس
کم غیر کار شرر از گهر نمیآید
هوش مصنوعی: در روزگار، سلامت و آرامش روحی کم شده و جز کارهای ناپسند از انسانهای بدسرشت انتظار خیر نمیتوان داشت.
ز دهر دانش و سامان سوال کردم گفت
که از نهال هنر برگ و بر نمیآید
هوش مصنوعی: از روزگار درباره دانش و نظم پرسیدم، او گفت که از درخت هنر، برگ و میوهای نمیروید.
خیال آن کمر از سر نمیرود چه کنم
که مو ز کاسه چینی به در نمیآید
هوش مصنوعی: هیچ وقت تصویر آن کمر از ذهنم نمیرود و نمیدانم چطور میتوانم این احساس را کنار بگذارم، مثل اینکه موها از ظرف چینی بیرون نمیآید و دائم در ذهنم باقی میماند.
کلیم در دل اگر شعلهای ز شوق بود
به سوی لب نفس بیاثر نمیآید
هوش مصنوعی: اگر در دل انسان شوق و علاقهای وجود داشته باشد، حتی دمیدن نفس و حرف زدن نمیتواند تأثیری بر آن شوق بگذارد.