برگردان به زبان ساده
شکفت غنچه و این عقده ام بدل جا کرد
که دهر چون گره از کار بسته ای وا کرد
هوش مصنوعی: غنچه باز شد و این مشکل من هم حل شد، چرا که زمان مانند گرهی که در کارها ایجاد شده، آن را باز کرد.
پسند خاطر یک تن نیم چه چاره کنم
که بی نفاق بیکدل نمی توان جا کرد
هوش مصنوعی: اگر یک نفر را خوشنود کنم، چارهای ندارم که برای اینکه بینفاق و با صداقت باشم، جایی برای دلی که از همه جا بیخبر است پیدا نمیشود.
بکشوری که سر زلف ها پریشانست
نمی توان سر شوریده مداوا کرد
هوش مصنوعی: در کشوری که اوضاع و شرایط نامساعد و بهم ریخته است، نمیتوان به خوبی مشکلات ذهنی و احساسات آشفته را حل کرد.
نه دشمنم برقیبان چرا بمن نرسید
فلک وصال تو را گر نصیب اعدا کرد
هوش مصنوعی: چرا دشمنانم به من نزدیک نمیشوند، در حالی که آسمان عشق تو را به آنها داده است؟
کسیکه مشق مدارائی از کمان گرفت
بهیچ خصم نمی بایدش مدارا کرد
هوش مصنوعی: کسی که از کمان مشق نرمش و مدارا را آموخته باشد، نباید در برابر هیچ دشمنی نرمش و تساهل نشان دهد.
که دید دیده گریان من که گریه نکرد
بغیر دوست که پنداشت سیر دریا کرد
هوش مصنوعی: چشم گریان من فقط به خاطر دوست بود و نه به خاطر دیگری، و کسی که این را دید فکر کرد که من در دریا غوطهور شدهام.
بضبط دامنم اکنون سرشک تن ندهد
که طفل خود سر عادت بسیر صحرا کرد
هوش مصنوعی: اکنون دامنم را محکم نگهداشتهام تا اشکهایم نریزد، زیرا بچهام به طور طبیعی برای گشت و گذار در صحرا آماده شده است.
زطره تو هر آن عقده ایکه شانه گشاد
بیادگاری زلف تو در دلم جا کرد
هوش مصنوعی: از زیباییهای تو هر آنچه در دل دارم، به یاد زلفهایت در دلم جا گرفته و باز میشود.
بجور دوست که تن همچو ما نهاد کلیم
بگل حساب شد ار خاک بر سرما کرد
هوش مصنوعی: دوستی که مانند ماست، برای کلیم (موسی) به اندازهای ارزشمند است که اگر خاک بر سر ما بریزد، باز هم به حساب میآید.