برگردان به زبان ساده
کی تغافل می تواند عاشق بیتاب کرد
چون توان با تشنگی قطع نظر از آب کرد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند عاشق بیتاب را به راحتی نادیده بگیرد، زیرا چگونه ممکن است کسی از عطش خود چشمپوشی کند در حالی که نیاز به آب دارد.
مو بمو قربان آن ابرو شدم اما هنوز
طاعتی مقبول نتوانم در آن محراب کرد
هوش مصنوعی: من به خاطر آن ابرو مو به مو فدای آن شدهام، اما هنوز نتوانستهام در آن مکان مقدس طاعتی بپذیرفتم که مورد قبول باشد.
حیف از اشکم که چون ریگ روان بیحاصلست
شمع از یکقطره نخل شعله را سیراب کرد
هوش مصنوعی: غصهام برای اشکهایم است که مانند ریگها بیفایده و بیاثرند. مانند شمعی که فقط با یک قطره آب، درخت نخل را سیراب میکند؛ نشان از ناتوانی و کمحاصل بودن تلاشهایم دارد.
با همه دریا کشی مستی نمی دانم که چیست
گریه از بس بیتو آبم در شراب ناب کرد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در دل دریا غرق در مستیام، نمیدانم حالتی که دارم چیست. از بس که اشک ریختهام، انگار آب را به شراب خالص مبدل کردهام.
از پی بیداری شبهای وصل آمد بکار
شرمسار از یاری بختم که چندین خواب کرد
هوش مصنوعی: در پی بیداریهای شبهای وصال، شرمندهام از یاری که تقدیرم به من داده است، چرا که در آن ایام بارها خوابیدهام.
کلبه ویران من خواهد بآبادی رسید
کز پی تعمیر او سیلاب گل در آب کرد
هوش مصنوعی: کلبه خراب من روزی به آبادانی خواهد رسید، زیرا برای ترمیم آن، سیلابی از گل در آب جاری شده است.
حسن چون دل را برد از ما چه می آید کلیم
بر سر ویرانه نتوان جنگ با سیلاب کرد
هوش مصنوعی: حسن وقتی دل را از ما میبرد، دیگر چه میتوان کرد؛ کلیم، بر سر ویرانهای نمیتواند با سیلاب بجنگد.