برگردان به زبان ساده
اجتناب از آهم آن مغرور خود سر میکند
پادشاهست احتراز از گرد لشکر میکند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فردی که خود را مغرور و سرکش میداند، باید از شکست و آسیبهایی که ممکن است به او برسد، دوری کند. او مانند یک پادشاه، باید از برخورد با دشمنان و مشکلاتی که در اطرافش وجود دارد، احتیاط کند و از آنها دور بماند.
بر تن غمپرور عاشق نشان بوریا
از برای خط زخمش کار مسطر میکند
هوش مصنوعی: عاشق که دلش پر از غم است، روی تن خود نشانی از درد و رنج را دارد و به خاطر زخمهایی که بر تنش وجود دارد، به نوعی در تلاش است تا این زخمها را به زیبایی تبدیل کند.
ترک آسایش اگر لذت ندارد پس چرا
گل به آن نازکتنی از خار بستر میکند
هوش مصنوعی: اگر ترک آسایش لذتبخش نیست، پس چرا گل با ظرافت خود، بر بستری از خارها میروید؟
دل ز سر قسمتم خون شد که در یک بوستان
این به سر گل میزند آن خاک بر سر میکند
هوش مصنوعی: دل من به خاطر قسمت و سرنوشتم پر از غم و اندوه شده است، چرا که در یک باغ، گلی سر برآورده و در عین حال خاکی بر سرش افتاده و به آن خسارت وارد کرده است.
عقل اگر داری به چشم کم مبین دیوانه را
یک تن اقلیم بیابان را مسخر میکند
هوش مصنوعی: اگر عقل و بینش داری، به ظاهر چیزها توجه نکن. یک فرد دیوانه میتواند کل بیابان را زیر سلطه خود درآورد.
مقصدی نایاب را در پیش دارد زلف او
از کنار عارضش راه کمر سر میکند
هوش مصنوعی: زلف او به شکلی زیبا و خاص، در کنار چهرهاش به صورت کمر شکل و باریک در آمده است و مقصدی نادر و ارزشمند را نشان میدهد.
گر به خورشیدش بسنجم زین تلافی میسزد
مدعی را در وفا با من برابر میکند
هوش مصنوعی: اگر به نور خورشیدش نگاه کنم، به خاطر این جبران و پاسخگویی، سزاوار است که مدعی را در وفاداری با من همردیف کند.
گر ندامت دارم از شیرینسخن بودن به جاست
این شکر منقار طوطی را به خون تر میکند
هوش مصنوعی: اگر از شیرینزبانی خوش صحبت کردن پشیمان باشم، بجاست که این شکر طوطی، منقار خود را به خون درآورد.
دیدهٔ بیآب ما دارد کلیم از دل غبار
مفلس آری شِکوه دایم از توانگر میکند
هوش مصنوعی: چشم ما که چیزی ندارد، همیشه از دل غبار و غم و فقر خود شکایت میکند و این شکایت را از افراد ثروتمند میکند.