برگردان به زبان ساده
دل را کی آن طاقت بود کز فکر جانان بگذرد
با یک جهان لبتشنگی از آب حیوان بگذرد
هوش مصنوعی: دل چگونه میتواند از یاد محبوب بگذرد، در حالی که با وجود تمام دنیا، تشنهاست و نمیتواند از آب حیات دل بکند؟
من راه هجران را بخود هرگز نمی دادم ولی
آتش ره خود واکند چون از نیستان بگذرد
هوش مصنوعی: هرگز حاضر نبودم که به راه جدایی بروم، اما آتش دل که برپا میشود، مسیر خود را پیدا میکند، درست مانند اینکه وقتی از نیستان عبور میکند، شعلهها به جهتی میروند.
هر کس که بیند حال من داند که هجران دیده ام
آری خرابی ظاهرست آنجا که طوفان بگذرد
هوش مصنوعی: هر کسی که حال من را ببیند میفهمد که من از جدایی رنج میبرم. آری، وقتی طوفان بگذرد، ویرانی و خرابشدن در آنجا مشهود است.
بیتو سر شکم بر کنار از بسکه ریزد چشم تر
دامان من گر بفشری آب از گریبان بگذرد
هوش مصنوعی: چشمهایم آنقدر اشک میریزند که اگر به دور از خودم بخواهم سر را به دیوار بزنم، آب اشکهایم از گریبانم عبور میکند.
هر موی بر اعضای من کوکو زند چون فاخته
هر گاه در دل یاد آن سر و خرامان بگذرد
هوش مصنوعی: هر تار موی من به گونهای میخواند که انگار فاختهایست که هر بار یاد آن چهره زیبا و دلربا به ذهنم میرسد.
خواهم شب و روز توی خورشید و ماه روشنی
کاین تیرهروزی بس شود شبهای هجران بگذرد
هوش مصنوعی: من میخواهم هر روز و شب در نور خورشید و ماه زندگی کنم تا این روزهای تاریک به پایان برسند و شبهای دوری و جدایی به سر آید.
خاک ره شاهجهان تاج سر خود میکنم
تا فرق بخت من کلیم از اوج کیهان بگذرد
هوش مصنوعی: من خاک راه پادشاه جهانی را به مثابه تاج سر خود قرار میدهم تا سرنوشت من از اوج آسمانها عبور کند.