برگردان به زبان ساده
زیوری از داغ مرد عشق را بهتر نبود
کعبه دل را به از وی حلقه ای بر در نبود
هوش مصنوعی: هیچ چیز به اندازهٔ غم و اندوه عشق نمیتواند زینتبخش باشد، چون کعبهٔ دل ارزشمندتر از زیور است و اگر حلقهای بر در وجود نداشته باشد، دل به تنگنا میافتد.
فیض بخشی سربلندی آورد بنگر که شمع
تا دم آخر سرش بی زیور افسر نبود
هوش مصنوعی: در این شعر به این نکته اشاره شده است که شخصیتی که همیشه به دیگران کمک میکند و فیض میبخشد، در پایان کارش به افتخار و سربلندی میرسد. همچنین نشان داده شده که مانند شمع، که در تمام مدت خدماتش بدون هیچ گونه زینتی میسوزد و میتابد، این شخص نیز برای دیگران روشنایی میآورد و به شکل خود نمیپردازد.
با همه حیرانی و سرگشتگی از جذب شوق
رفته ام راهی که خضرش نیز بی رهبر نبود
هوش مصنوعی: با وجود تمام سردرگمی و حیرتم، به خاطر شور و شوقی که دارم، به سمتی رفتم که حتی خضر هم در آنجا بدون راهنما نبود.
بعد مردن خاکم از آغوش خود بیرون فکند
مهربانی هیچگه در طبع این مادر نبود
هوش مصنوعی: زمانی که از دنیا بروم، زمین مرا از خود طرد خواهد کرد، چون این مادر دوستی و محبت در ذاتش نداشته است.
در دیار عشقبازی روی سامان کس ندید
سکه در این ملک هرگز روشناس زر نبود
هوش مصنوعی: در سرزمین عاشقی، هیچکس نمیتواند حتی یک سکه زر را ببیند؛ زیرا در این کشور، عشق جلوهگری خاصی دارد و ارزشها به شکل دیگری نمایان میشوند.
جلوه گاهی حسن خواهد ، اینهمه پرهیز چیست
رخ مپوش از دیده ما باده بی ساغر نبود
هوش مصنوعی: زیبایی تو روزی نمایان خواهد شد، پس این همه احتیاط و دوری از نظر چیست؟ چهرهات را از دیدگان ما پنهان مکن، چرا که جذابیت واقعی بدون نوشیدنی محسوس نیست.
نیک و بد یکسان بود در پیش طبع ما کلیم
هیچ عکس آئینه را از دیگری بهتر نبود
هوش مصنوعی: نیک و بد برای ما یکسان بود و هیچ چیزی را بهتر از دیگری نمیدانستیم.