برگردان به زبان ساده
ز خوان غیب یک نعمت نصیب ما و ساغر شد
ز خون خوردن چرا نالیم کاین روزی مقدر شد
هوش مصنوعی: از سفرهی غیب، نعمتهایی به ما رسیده و نوشیدنیای که از خون دلی به دست آمده، چرا باید گلایه کنیم؟ زیرا این روز که به ما رسیده، سرنوشتی از پیش تعیین شده است.
دل از آمیزش بیگانه و خویشان به تنگ آمد
بیابان جنونی کو که صحبتها مکرر شد
هوش مصنوعی: دل از معاشرت با افراد غریبه و آشنا خسته شده و به دنبال حالتی دیوانهوار است، زیرا صحبتها و گفتوگوها تکراری شدهاند و جذابیت خود را از دست دادهاند.
در حرص ار به رویت بسته گردد گنجها یابی
توانگر گشت محتاجی که او محروم ازین در شد
هوش مصنوعی: اگر به خاطر حرص و طمع، در مقابل تو بسته شود، حتی گنجها و ثروتهای زیادی هم به دست نخواهی آورد. کسی که به این در بسته دسترسی ندارد، هرچند ثروتمند باشد، در واقع نیازمند و بینیاز خواهد بود.
نگه در نیمه ره ماند ز بس کز گریه نم دارد
چه پرواز آید از مرغی که او را بال و پرتر شد
هوش مصنوعی: نگاه کن، در میانه راه ماندهام، از بس که از گریه چشمانم پر از اشک است. چگونه میتواند پرندهای که بال و پرش بزرگتر شده، پرواز کند؟
چه تکلیف نشستن میکنی آشفتهحالی را
که بیرون رفتنش از بزم همچون دود مجمر شد
هوش مصنوعی: چرا برای حالت نامناسب و آشفتهات انتظار میکشی؟ رفتن تو از جمع مانند دود تنور بود که به زودی محو و ناپدید شد.
نیم نومید کوته گشت اگر از وصل او دستم
به تَه خواهد رسیدن شمع اگر پروانه بیپر شد
هوش مصنوعی: اگر از وصال او ناامید شوم، آیا به شدت به انتها خواهم رسید؟ مثل شمعی که اگر پروانهاش پر نداشته باشد، به چه سرنوشتی دچار خواهد شد؟
کلیم اشکت ز سر نگذشته دست و پا مزن چندین
درین آب تنک زینسان نمیباید شناور شد
هوش مصنوعی: گریهات را کنار بگذار و تلاش نکن. در این آب کمعمق، اینگونه نباید شنا کرد.