برگردان به زبان ساده
خیال گلشن رویت بدل گذار نکرد
که مو بموی تنم را چو لاله زار نکرد
هوش مصنوعی: تو تنها در خیال گلشن زیبایت سکونت داری و هیچگاه به خاطر من تغییر نمیکنی، چرا که موهای بدنم را مثل لالههای زار مورد توجه قرار نمیدهی.
اگرچه شانه زسر تا بپای شد انگشت
حساب حلقه آنزلف تابدار نکرد
هوش مصنوعی: هرچند که به خاطر زیبایی و جذابیت ظاهری اش، از سر تا پا مورد توجه قرار گرفته است، اما هنوز هم نشانهای بر عشق و محبت واقعی در دل او وجود ندارد.
پیاده وادی دیوانگی بسر نرساند
کسیکه شور جنونش به نی سوار نکرد
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند در مسیر دیوانگی پیش برود مگر اینکه شور و اشتیاقش را مثل نی بر دوش داشته باشد.
چو کوه در ته تیغست سربلندی او
کسیکه شیوه افتادگی شعار نکرد
هوش مصنوعی: مثل کوهی که در زیر تیغ سلاح ایستاده است، او سربلند و با عزت است، کسی که روش افتادگی را نپذیرفته است.
زبسکه گرد کدورت نشست بر سر هم
بدل جفای خدنگ زمانه کار نکرد
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه غبار ناامیدی بر سر انسان نشسته و خیانت زمانه کارایی نداشته است.
کمال اجر شهادت بآن شهید دهند
که غیر شمع کسش گریه بر مزار نکرد
هوش مصنوعی: تمام آرزو و پاداش شهادت به آن شهیدی تعلق میگیرد که جز شمع، هیچ کس بر مزارش نگریسته و برایش گریه نکرده است.
نبردم از سخن خویش بهره ای که صدف
بگوش از گهر خویش گوشوار نکرد
هوش مصنوعی: من نتوانستم از سخنان خود بهرهبرداری کنم، مانند صدفی که به گوش خود از مرواریدش گوشواره نمیسازد.
کلیم باده خون سبیل یک اقلیم
وفا بمستی آن چشم پرخمار نکرد
هوش مصنوعی: کلیم از شراب خونِ سبیل یک سرزمین وفا، به نشئهی آن چشم مست توجه نکرد.