برگردان به زبان ساده
بکن بیخ صبوری حسرت دیدار میآرد
چو میرد باغبان این نخل برگ و بار میآرد
هوش مصنوعی: اگر ریشه صبوری را بکاری، حسرت دیدار به بار میآورد. همانطور که وقتی باغبان این نخل را میمیرد، برگ و بار آن به وجود میآید.
کدورت میفزاید جام خاکی، حیرتی دارم
که این آیینه چون بینم بود زنگار میآرد
هوش مصنوعی: تاریکی و کدورت مایعات را بیشتر میکند. اما من متعجبم که چرا این آینه که به نظر خشک و بینم است، اینقدر گرد و غبار به خود میگیرد.
دلی دارم چنان بیگانه از عشرت که در گلشن
پی نظاره گل روی در دیوار میآرد
هوش مصنوعی: دلی دارم که به اندازهای از خوشی و لذت دور است که حتی در باغ گل، تنها به تماشای زیبایی گلها روی دیوار مینگرد.
دیاری کش تو بیپروا طبیب دردمندانی
اجل از رحم شربت بر سر بیمار میآرد
هوش مصنوعی: در سرزمینی که پزشکان بیهراس در آن وجود دارند، برای بیمارانی که دردمند و در آستانه مرگ هستند، شربتی میآورند که به آنها کمک میکند.
نصیبم نیست شهد راحتی بیزهر اندوهی
صبا بوی گل گر آورد با خار میآرد
هوش مصنوعی: زندگی شاد و خوشی برای من مقدور نیست. حتی اگر نسیمی به من بوی گل بیاورد، باز هم همراه آن، تلخی و غم وجود دارد.
کلیم از گریه گفتم آبرویی رو دهد ما را
چه دانستم که اشک آتش بروی کار میآرد
هوش مصنوعی: من از گریه بازگو کردم که آبرویم را به دست بیاورم، اما نمیدانستم که اشکهایم آتش را بر دل میزنند و مشکلات بیشتری برایم به وجود میآورند.