برگردان به زبان ساده
دل فسرده نه دستی ز کار و بار کشید
که در ره تو تواند ز پای خار کشید
هوش مصنوعی: دل غمگین آنقدر مشغول شده که هیچ دستی نمیتواند به کار بیفتد و در راه تو، هیچکس نمیتواند از درد و رنج رهایی یابد.
بهوش خویش نیامد دل و دمید خطش
دواند ریشه جنونی که تا بهار کشید
هوش مصنوعی: دل به خود نیامد و در غفلتی عمیق، خطی از عشق در زندگیاش کشیده شد که ریشههای جنونی عمیق پیدا کرد و این حالت تا بهار ادامه پیدا کرد.
بچاره موج حوادث فتاده ام، چکنم
نمی توانم خود را بیک کنار کشید
هوش مصنوعی: من در میان امواج حوادث گرفتار شدهام و نمیدانم چه باید بکنم، چرا که نمیتوانم خود را به کناری بکشم.
برای دیده، بیچاره ای دگر می خواست
اگر ز پای کسی روزگار خار کشید
هوش مصنوعی: برای چشم، شخص بیچارهای دیگر در پی او بود، اگر روزگار کسی را به زانو آورده باشد.
چه صیدها که بدام فریب می آرد
بدست خویش خدنگی که از شکار کشید
هوش مصنوعی: چقدر شکارهایی که به دام فریب میافتند و تیرهایی که در دست خود شکارچی است، از چیزی که به عنوان شکار برداشت میشود.
کسی که سراناالحق نخواست فاش شود
درید پرده منصور را بدار کشید
هوش مصنوعی: کسی که نمیخواست حقیقت بهطور روشن افشا شود، پردهای را که منصور بر روی رازها کشیده بود، پاره کرد.
لبم بذوق خموشی زهم جدا نشود
نمی توانم خمیازه در خمار کشید
هوش مصنوعی: لبم به خاطر شوق سکوت از هم جدا نمیشود و نمیتوانم در حال مستی خمیازه بکشم.
بدور شهر وجود از غبار خاطر من
اگر مجال بود می توان حصار کشید
هوش مصنوعی: اگر فرصتی بود، میتوانستم برای دور کردن خاطرات آلود و غبارآلود از شهر وجودم، ديواری بسازم.
کلیم گوشه چشمی ز یار می خواهد
که انتقام تواند ز روزگار کشید
هوش مصنوعی: کلیم چشم امیدی به نگاه یار دارد که بتواند از سختیها و مشکلات روزگار انتقام بگیرد.