برگردان به زبان ساده
خیال روی تو هر گاه سینه تاب شود
بسینه آینه داغم آفتاب شود
هوش مصنوعی: هرگاه به یاد تو بیفتم و قلبم آمادگی پیدا کند، همانند آینهای داغ میشوم که نور خورشید را به خود میگیرد.
تو گل بسر زدی و شمع گل زسر برداشت
زبیم آنکه مبادا ز شرم آب شود
هوش مصنوعی: تو در زیبایی مانند گلی و شمعی که به خاطر تو میسوزد، از ترس اینکه مبادا به خاطر شرم ذوب شود، از سر جدیت خود برمیدارد.
در آتشم زتغافل نشانده ای، باری
تبسمی که نمک پاش این کباب شود
هوش مصنوعی: در آتش عشق و حسرت، به خاطر غفلت تو گرفتار شدهام. حالا یک لبخند از تو میتواند به این شرایط من، مثل نمکی که روی کباب میپاشند، طعم و زیبایی بدهد.
زشوق سوختم و تاب یک نگاهم نیست
حریص باده مبادا تنگ شراب شود
هوش مصنوعی: از شوق در درونم شعلهور شدهام و دیگر توان تحمل یک نگاه را ندارم. ای کاش در عشق و نوشیدن شراب، به تنگی و محدودیت دچار نشویم.
فروغ دیده ز می جسته ام مرا چشمیست
که چون حباب قدح روشن از شراب شود
هوش مصنوعی: من در پی پیدا کردن روشنی و زیبایی هستم، چشمی دارم که شبیه حباب روی لیوان شراب، درخشان و واضح میشود.
امید کام ز مغرور سرکشی دارم
کزو نگاه بوصل ابد حساب شود
هوش مصنوعی: من به امید اینکه از لذتهای دنیا به واسطهی غرور و خودبینی او دست یابم، به نگاه او که میتواند به ابدیت منجر شود، دل بستهام.
به کم نگاهی چشمش کلیم می سازم
امید هست که آن مست بی حجاب شود
هوش مصنوعی: با نگاهی اندک به چشمان او، مانند کلیم (موسی) امید دارم که آن محبوب بیپرده و بیحجاب نمایان شود.