برگردان به زبان ساده
میخانه چو من رند نکو نام ندارد
از می کشیم شکوه لب جام ندارد
هوش مصنوعی: میخانهای که من در آن هستم اگرچه زیباست، اما نام نیکویی ندارد. زیرا ما از شراب مینوشیم و اینجا دیگر هیچکس از نوشیدن جام لذت نمیبرد.
از ثابت و سیاره گردون بحذر باش
کاین مزرعه یکدانه بیدام ندارد
هوش مصنوعی: از اجرام آسمانی و سیارات دوری کن، زیرا این دنیا برای کسی که به دنبال یک دانه از آن باشد، خالی و بیطلوع است.
هر سنگ که خورد از کف اطفال نگهداشت
دیوانه مگو فکر سرانجام ندارد
هوش مصنوعی: هر سنگی که از دست کودکان به زمین میافتد، نشاندهنده این نیست که دیوانهای نمیتواند به فکر نتیجه کارش باشد. به زبان سادهتر، هر اشتباهی که از سوی بچهها رخ میدهد، دلیل بر این نیست که یک فرد بزرگتر نمیتواند به عاقبت کارهایش بیاندیشد.
پیوستگی مقصدم از پا ننشاند
گر موج بساحل رسد آرام ندارد
هوش مصنوعی: پیوستگی هدفم من را از پا نمیاندازد، حتی اگر موجی به ساحل برسد، آرامش نخواهد داشت.
در چارسوی دهر خریدار وفا نیست
با آنکه متاعیست که ایام ندارد
هوش مصنوعی: در زندگی هیچکس وجود ندارد که به وفا و صداقت توجه کند، با اینکه وفا یک ارزش گرانبهاست که زمان آن محدودیتی ندارد.
از او سر اگر رنجه شود تلخ نگوید
همچون لب ساغر لب دشنام ندارد
هوش مصنوعی: اگر او ناراحت باشد، تلخی نمیگوید. مانند لبی که از جام شراب مینوشد، لبش گزنده نمیشود.
در زلف دل سوخته ام بهر چه بندی
این مرغ کباب آگهی از دام ندارد
هوش مصنوعی: من که دل سوختهای دارم، برای چه خود را به زلف و پیچ و تاب آن میبندم؟ این پرندهی کبابی دیگر از دامی خبر ندارد.
آمد بسر شکر کلیم از پس شکوه
برگشت از آن راه که انجام ندارد
هوش مصنوعی: کلیم با شکر و قدردانی به سراغ مشکلات و نارضایتیها رفت، اما از آن مسیر بازگشت که به پایان نمیرسد.