برگردان به زبان ساده
گر سیل فتنه خیزد دل را چه مشکل افتد
جز اشک نیست ما را باری که بر گل افتد
هوش مصنوعی: اگر طوفانی از فتنهها بر پا شود، دل چه سختیهایی میکشد؟ جز اشک برای ما چیزی باقی نمیماند، مانند باری که بر گل بنشیند.
عاقل بکار دنیا بسیار لاابالیست
همسایه جنونست عقلی که کامل افتد
هوش مصنوعی: انسان خردمند در امور دنیوی خیلی بیتوجه و بیپروا است، زیرا عقل کامل او باعث میشود که مانند همسایهای دیوانه به نظر برسد.
سیلاب اشک مجنون تا دشتبان وادیست
کی گرد می تواند دنبال محمل افتد
هوش مصنوعی: اشکهای مجنون به حدی بینهایت است که حتی دشتبان یا نگهبان وادی نیز نمیتواند دنبالهای از آن را نشانهگذاری کند. این به معنای عمیق بودن احساسات و عشق مجنون است که فراتر از توانایی دیگران برای درک و پیگیری آن است.
از لرز بیقراری عکس افتد از کنارش
آینه گر برویت روزی مقابل افتد
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر احساس بیقراری و اضطراب، چهرهات بلرزند، آینه هم تصویری از تو به نمایش میگذارد، اما اگر روزی در مقابل چشمانت ظاهر شود، شاید به دیگران نشان ندهی.
یکدست تیغ و شهری سرگرم سرخ روئی
یک بخیه زخم شاید در دست صد دل افتد
هوش مصنوعی: تیغ تیز و قدرتمند در دستان فردی است که مشغول به کار خود بدون هیچ نگرانی و تردیدی میباشد، ولی در عین حال حتی ممکن است زخمی کوچکی در دست او باشد که نشانهای از آسیبپذیری اوست. درواقع، از دلایل مختلف میتوان دریاف که حتی کسانی که به ظاهر قدرتمندند نیز میتوانند دچار زخم یا ضعفهایی بشوند.
گر روزگار خواهی از تو حساب گیرد
آسان شمار بر خود کاریکه مشکل افتد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی روزگار از تو حساب بکشد، بهتر است بر خودت کارهای دشواری را آسان حساب کنی.
دریادلان کریمند در آنچه خود نخواهند
تا خس بود کی از بحر گوهر بساحل افتد
هوش مصنوعی: دلیران و شجاعان در کارهایی که خود نمیپسندند، به خاک نمیافتند؛ پس چگونه ممکن است گوهری از دریا به ساحل بیفتد؟
راه گریز را هم چالاکیئی ضرور است
چون می گریزد از کار طبعی که کاهل افتد
هوش مصنوعی: برای فرار کردن هم باید سرعت و چالاکی داشته باشی؛ زیرا اگر در انجام کارها کسالت به خرج بدهی، ممکن است نتوانی از موقعیتهای سخت و دشوار فرار کنی.
کار کلیم باشد آنجا مگس پرانی
هر جا که دلربائی شیرین شمایل افتد
هوش مصنوعی: کار موسى (کلیم) در آنجا به پرواز مگسها است، هر زمان که زیبایی دلربا و شیرینسخن پدیدار شود.