برگردان به زبان ساده
خیال زلف تو بازم بدست سودا داد
چو سیل سلسله برپا، سرم بصحرا داد
هوش مصنوعی: خیال زلف تو دوباره مرا به جنون انداخت، همانطور که سیل رشتهای را به راه انداخت و من را به بیابان کشاند.
هرآنچه در حق ما گفت غم بجا آورد
بدیده قطره ای ار گفته بود دریا داد
هوش مصنوعی: هرچیزی که در مورد ما گفته شد، باعث غم و اندوه شد. حتی اگر به اندازه یک قطره هم میبود، باز هم مثل دریا سنگین و بزرگ به نظر میرسید.
تمام چیده بتابوت آرزو بستم
درین چمن گل عیشی که گلبن ما داد
هوش مصنوعی: در این باغ، همهی امیدها و آرزوهایم را در کنار گلهای زیبا به تصویر کشیدهام، چرا که این گلستان خوشبختی و شادی را از بهشت به دست آوردهام.
هزار رنگ گل حیرتم بدامان است
ببین که گلشن طالع دگر چه گلها داد
هوش مصنوعی: هزار رنگ گل باعث تعجب من شده و به دامانم افتاده است. ببین در باغ چه گلهای دیگری به خوشحالی سرنوشت زاده شدهاند.
علاج طالع بیمار قفل آب و هواست
طبیب تجربه را هم بدین مداوا داد
هوش مصنوعی: برای درمان مشکلات ناشی از وضعیت فیزیکی و شرایط جوی، پزشکهای با تجربه به این نکته پی بردهاند که تغییر در این عوامل میتواند بهبود بخش باشد.
درون سینه زبس غم نداشت جای نشست
دلم به پهلوی خود ناوک ترا جا داد
هوش مصنوعی: به دلیل غمهای فراوان، جای دیگری برای قلبم نبود و به همین خاطر، دل خود را در کنار تو قرار دادم.
کلیم عشق بخود راه آرزو ندهد
گمان مبر که سرابش فریب دریا داد
هوش مصنوعی: عاشق واقعی هرگز به آرزوهای خیالی فرو نمیرود. گمان نکن که آنچه به نظر میرسد زیبا و جذاب است، حقیقتی عمیق و واقعی دارد.