برگردان به زبان ساده
دل جز کجی ز زلف تو نامهربان ندید
رو چشم بست و روی ترا در میان ندید
هوش مصنوعی: دل جز زیباییهای زلف تو چیزی نمیبیند و وقتی زخمی شد، چشمانش را بسته و روی تو را در میان دیگران نمیبیند.
هر چند خرمی جهان را سبب منم
مانند ابر هیچکسم شادمان ندید
هوش مصنوعی: هرچند من باعث شادی و خوشی در جهان هستم، اما مانند ابری که برود، هیچکس مرا شادمان ندیده است.
دامان من که قافله گاه سرشک بود
چیزی بغیر آتش ازین کاروان ندید
هوش مصنوعی: دامان من مانند جایی است که اشکها جایگاهش بوده و جز آتش، چیزی از این کاروان ندیدم.
آنکس که خودنمای بود مایه دار نیست
هرگز کسی گلی بسر باغبان ندید
هوش مصنوعی: کسی که همواره خود را به دیگران نشان میدهد، به واقع ارزشمند نیست و هرگز هیچکس گل زیبایی از دست باغبان را ندیده است.
با آنکه بی نقاب تر از آفتاب بود
چون صبح از تبسم او کس نشان ندید
هوش مصنوعی: با اینکه او حقیقتی روشنتر از آفتاب داشت، اما مثل صبح که لبخندش را پنهان میکند، هیچکس نشانهای از خوشحالیاش ندید.
کامی بغیر دانه بی آب اختران
صید اسیر در قفس آسمان ندید
هوش مصنوعی: کامی بدون دانه و آب، مانند اخترانی است که در قفس آسمان گرفتار شدهاند و نمیتوانند آزادانه پرواز کنند.
می کاهم از شکفتگی خویشتن مدام
شمعم که کس بهار مرا بیخوان ندید
هوش مصنوعی: من همچنان در حال شکوفایی هستم و همچون شمعی هستم که هیچکس تابستان من را نمیخواند و نمیشناسد.
خامند سربسر همه ابنای روزگار
کس میوه رسیده درین بوستان ندید
هوش مصنوعی: در این جهان، هیچکس مانند من، بینظیر و بیهمتا نیست و هیچکس نمیتواند مانند من به کمال رسد.
تا کی کلیم گریه کنی گاه دیدنش
کس ماه را همیشه در آب روان ندید
هوش مصنوعی: چقدر باید مانند موسی (کلیم) فقط به گریه و زاری مشغول باشی؟ در حالی که هیچ کس نمیتواند ماه را همیشه در آب جاری ببیند.