برگردان به زبان ساده
وداع ناشده دل حال صبر در هم دید
عنان گسستگی گریه دمادم دید
هوش مصنوعی: دل در وداعی که انجام نشده، در حالتی پر از صبر، ناتوانی خود را در تحمل جدایی احساس کرد و نتوانست ادامه دهد و نتایج آن را در اشکهای مداوم خود دید.
چنین که رو بقفا می روم ز خاک درت
گرفتم اینکه بجنت روم چه خواهم دید
هوش مصنوعی: من وقتی که از خاک در خانهات دور میشوم، نمیدانم در بهشت چه چیزهایی را خواهم دید.
هر آن نگاه که از گریه پاکدامن شد
اگر بگل نظر افکند روی شبنم دید
هوش مصنوعی: هر نگاهی که با اشک و اندوه پر از پاکی باشد، اگر به گل نگاهی بیندازد، بر روی شبنم به زیبایی آن پی خواهد برد.
دل ورق ورق خویش پاره پاره کنم
کزین کتاب کسی فال عافیت کم دید
هوش مصنوعی: قلبم را مانند برگههایی پاره میکنم، زیرا در این کتاب هیچکس نتوانسته است به نیکی و خوشبختی پیشبینی کند.
کسیکه دید باحوال من غم و دل را
چو داغ و مرهم پیوسته روی درهم دید
هوش مصنوعی: کسی که حال و روز من را میبیند، میتواند ببیند که غم و دلتنگیام همچون داغی در دل و مرهمی بر آن، همواره در کنار هم وجود دارند.
بحال دیده گریان نمی کنم رحمی
دلم سیاه شد از بسکه این ورق نم دید
هوش مصنوعی: چشمهای گریانم را نمیسازم، دلم از شدت غم سیاه شده است، چون این صفحه (زندگی یا سرنوشت) پر از درد و رنج است.
ندوخت غنچه گل کیسه بر وفای بهار
بچشم بسته همه کار و بار عالم دید
هوش مصنوعی: درود بر شکوفهای که به بهار امیدوار است و در دل تمام ناملایمتها و سختیها، همه چیز را با امید و ایمان میبیند.
نداشتیم به از خون گرم دلسوزی
گذشت از طرف زخم و روی مرهم دید
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم از محبت و دلسوزی که از زخمها و دردهایمان ناشی شده، بهتر چیزی پیدا کنیم.
اگرچه سینه زپیکان جور زآهن شد
کلیم خود را در کار خویش محکم دید
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دلم از زخمها و دردهای زندگی آزار دیده، اما خودم را در تلاشهایم قوی و استوار میبینم.