برگردان به زبان ساده
چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد
قطع نظر که کرد که صاحبنظر نشد
هوش مصنوعی: وقتی کسی از دنیا چشم پوشید و به عالم دیگری رفت، دیگر به او توجهی نشد و هیچ کارشناسی هم نتوانست او را بازگرداند.
گرد از رخ گهر نتوان شست زاب او
رفع ملال خاطر ما از هنر نشد
هوش مصنوعی: گردی که از چهره گوهر نشود پاک، غمی که از هنری نشود برطرف کرد.
درمان روزگار چه دردیست جانگداز
کو صندلی که مایه صد دردسر نشد
هوش مصنوعی: زندگی پر از مشکلات و دردسرهاست و به دنبال راه حلی هستیم که بتواند این دردها را تسکین دهد. اما کجاست آن وسیله یا حمایتی که به ما کمک کند و بار این مشکلات را برطرف کند؟
یکجا مرا ترقی طالع نگه نداشت
حالم کدام روز که از بد بتر نشد
هوش مصنوعی: در یک جا، شانس و سرنوشت خوبی به من نرسید و حال من همیشه بدتر از روز قبل بوده است.
در حیرتم که تفرقه سازی روزگار
چون در پی جدائی شیر و شکر نشد
هوش مصنوعی: من در حیرتم که چرا روزگار مثل شیر و شکر که هرگز از هم جدا نمیشوند، باعث جدایی و تفرقه نمیشود.
در راه شوق خود قدم از سر نهاده ایم
ورنه کسی زعشق تو زیر و زبر نشد
هوش مصنوعی: ما در مسیر عشق و خواسته خود با تمام وجود قدم گذاشتهایم، وگرنه هیچ کس به خاطر عشق تو اینگونه دگرگون و آشفته نشده است.
عمرم بسر شد و شب هجران بسر نرفت
آبم زسر گذشت و لب خشک تر نشد
هوش مصنوعی: عمر من به پایان رسید، اما شبهای دوری هنوز تمام نشدهاند. درد و رنج من از سرم گذشت، اما هنوز لبهای من خشک مانده و تشنه است.
سرگشته هر که نیست بجائی نمی رسد
تا راه گم نگشت خضر راهبر نشد
هوش مصنوعی: هر کس که در زندگی خود سردرگم و بی هدف باشد، به جایی نخواهد رسید. برای آن که بتوانیم به مقصد برسیم، باید یک راهنما مانند خضر داشته باشیم تا ما را هدایت کند و از گم شدن در مسیر جلوگری کند.
از کار خود فتاد زبان، سوده شد لبم
دیگر مگو کلیم، دعا کارگر نشد
هوش مصنوعی: زبانم از کار افتاده و دیگر قادر به گفتن نیستم، لبهایم بسته شده و نمیتوانم چیزی بگویم. ای کلیم، دعا و درخواست من نتیجهای نداشته است.