برگردان به زبان ساده
عمر سیرش کوته است ار جورت از دل میرود
چند گامی از ضرورت صید بسمل میرود
هوش مصنوعی: عمر انسان کوتاه است و اگر شجاعت و عشق از دلش خارج شود، زندگی چند قدمی بیشتر نخواهد داشت و مانند مرغی که نیاز به پرواز دارد، به سرانجام خواهد رسید.
خواب غفلت بس که چشم کاروان عمر بست
بانگ باید بر جرسها زد که محمل میرود
هوش مصنوعی: به خواب غفلت فرو رفتهایم و زمان عمرمان در حال سپری شدن است. باید زنگ خطر را به صدا درآورد تا متوجه شویم که زمان از دست میرود و باید بیدار شویم.
کینهای ای کاش باعث میشدی بر قتل ما
خون ناحق کشته، زود از یاد قاتل میرود
هوش مصنوعی: ای کاش نفرت او باعث میشد که مرگ ما را فراموش نکند، زیرا که خون بیگناهی که به ناحق ریخته شده، به زودی از یاد قاتل میرود.
دهر اگر بحر پرآشوب است مستان را چه غم؟
کشتی من بیخطر دایم به ساحل میرود
هوش مصنوعی: اگر دنیا پر از مشکلات و آشفتگیها باشد، برای مستان و خوشحالها چه اهمیتی دارد؟ کشتی من همیشه به سلامت و بدون خطر به ساحل میرسد.
چون زبان گنگ، باید در سخن خود را گرفت
راه باریک است، کار از طبع کاهل میرود
هوش مصنوعی: انسان باید در گفتار خود محتاط باشد و مراقب انتخاب کلماتش باشد، زیرا بیان احساسات و افکار به راحتی امکانپذیر نیست و ممکن است در اظهارنظرها دچار مشکل شود. راههایی که طی میکنیم محدودند و افراد تنبل به سختی در کارها پیش میروند.
بر زبان دارد حدیث چشم توفانبار من
خامه معذور است، اگر با سینه در گِل میرود
هوش مصنوعی: چشمهای من داستانی پر از شگفتی را بازگو میکنند، اما قلم قادر به نوشتن آن نیست، اگرچه دل من در خوشی و اندوه غوطهور است.
جذب شوقم میبرَد، رهبر نمیخواهم کلیم!
هرکه سیلابش برَد، بیخود به منزل میرود
هوش مصنوعی: عشق و شوق من را به سفر میبرد و من نمیخواهم همچون کلیم (موسى) باشم. هر کسی که به جریان احساساتش دچار شود، بیاختیار به مقصد خود میرسد.