برگردان به زبان ساده
ناله می آید بکویت راه چندان دور نیست
گر تو هم گاهی کنی یاد اسیران دور نیست
هوش مصنوعی: صدا و نالهها به سمت تو میآید و فاصلهاش چندان زیاد نیست. اگر تو هم گاهی به یاد اسیران بیفتی، این فاصله دیگر دور نخواهد بود.
گرچه ما را می دهی بر باد بفشان دامنت
تا بدانی خاک مشتاقان زدامان دور نیست
هوش مصنوعی: اگرچه تو ما را به باد میدهی، اما دامن خود را برافراز تا بدانی که خاک عاشقان هرگز از دامان تو دور نیست.
کیست در کویت که شبها ناله ام نشنیده است
جمله می دانند کاین بلبل زبستان دور نیست
هوش مصنوعی: کیست که در کوی تو باشد و شبها نالهام را نشنیده باشد؟ همه میدانند که این بلبل از بهار دور نیست.
می کند هجرت مدار از آنکه می داند که من
گر کشد کارم بمردن آبحیوان دور نیست
هوش مصنوعی: کسی که میداند که اگر ناچار شوم، ممکن است جانم به خطر بیفتد، هرگز از هجرت و سفر دست برنمیدارد. او میفهمد که احتمال مرگش مانند مرگ یک حیوان نازکنظری است و باید با این واقعیت کنار بیاید.
تا دل و جان بود دادم، ای صبا آخر تو هم
بوی گل را قیمت ارزان کن گلستان دور نیست
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی دارم، جان و دل خود را به تو میدهم، ای نسیم، لطفاً ارزش بوی گل را پایین بیاور، زیرا باغ گلستانی که در آن هستیم دور نیست.
دست بیتابی بفرقم مشت خاکی هم نریخت
تا زدامانت جدا شد از گریبان دور نیست
هوش مصنوعی: دست ناپایداری به من نرسید و نابود نشد، تا زمانی که از سجادهام جدا شدم، دوری از گریبانم نزدیک نیست.
با بلا هم پیرهن یارب کسی چون من مباد
پا اگر در دامن آرم از مغیلان دور نیست
هوش مصنوعی: ای کاش کسی مانند من گرفتار بلا نباشد، زیرا اگر پایم را به دامن این مصیبت بگذارم، از مغیلان (مکانهای خطرناک) دور نخواهم بود.
دور از آن درگه ندارد خاطرجمعی کلیم
از وطن آواره گر باشد پریشان دور نیست
هوش مصنوعی: کلیم که همان Moses است، از دوری از درگاه الهی احساس ناامنی میکند و از اینکه دور از وطن خود باشد، نگران است. اگرچه در آوارهگی و پریشانی به سر میبرد، اما به او نزدیک است و از او دور نیست.