برگردان به زبان ساده
بکامی خواهش ما مبتلا نیست
چو ماهی دانه ای در دام ها نیست
هوش مصنوعی: ما به خواستههایمان دست نمییابیم، همانطور که ماهی به دام نمیافتد، در واقع ما از مشکلات و موانع در امان هستیم.
بچشم خاکپای دوست حیفست
که کاغذ قدردان توتیا نیست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دیدن خاک پای دوست برای من بسیار ارزشمند است و برای قدردانی از او، کاغذی وجود ندارد که شایستهٔ این قدردانی باشد. به عبارت دیگر، عشق و ارادت به دوست آنقدر بزرگ و عمیق است که هیچ چیزی نمیتواند به درستی آن را بیان کند.
بدست ما نیفتد دامن عیش
کف شانه سزاوار حنا نیست
هوش مصنوعی: به ما نمیرسد که از لذتها بهرهمند شویم، چون این خوشیها به ما تعلق ندارد و شایسته ما نیست.
دل آگاه می باید، وگرنه
گدا یک لحظه بی نام خدا نیست
هوش مصنوعی: انسان باید درونی آگاه و فهمیده داشته باشد؛ زیرا حتی یک لحظه از زندگی یک بیسواد یا ناآگاه، بدون توجه به نام و یاد خدا نمیگذرد.
بزور گریه خون را آب کردم
بریز اکنون که رنگیش از بها نیست
هوش مصنوعی: با زحمت و فشار، اشکهایم را به حالت خونین تبدیل کردهام. حالا میخواهم که آنها را بریزید، زیرا دیگر رنگ و بهایی ندارند.
درین محنت سرای تنگ عرصه
از آن ننشست نقش ما، که جائیست
هوش مصنوعی: در این دنیای پر از سختی و تنگنا، اثر ما از میان نرفته است، چرا که جا و مکانی برای ما وجود دارد.
خریدار گران جانی ما هست
که آهن نیز بی آهن ربا نیست
هوش مصنوعی: مشتری با ارزش ما موجودی است که بدون جاذبه آهن، حتی آهن هم ارزش خود را از دست میدهد.
سر کاهیده ام از بار سودا
چو موی کاسه از زانو جدا نیست
هوش مصنوعی: به دلیل سنگینی عشق و آرزوهایی که در دل دارم، مانند موی کاسه که از زانو جدا نیست، سرم را پایین آوردهام و احساس خستگی میکنم.
شب آدینه گر مهتاب باشد
کلیم از می گذشتن کار ما نیست
هوش مصنوعی: اگر در شب جمعه مهتاب درخشان باشد، کلیم (حضرت موسی) باید از شراب عبور کند و این موضوع برای ما اهمیتی ندارد.