برگردان به زبان ساده
ریخت مژگانت که ویرانی بود آباد ازو
یک بغل چاکم به رنگ غنچه در دل داد ازو
هوش مصنوعی: چشمهای تو به قدری زیبا و ناب هستند که ویرانی را به آبادانی تبدیل میکنند. به خاطر تو، دلم پر از رنگ و زیبایی شده و مانند غنچهای شکفته است.
بسکه با درد فراق دوستان رفتم به خاک
تربتم را گر بیفشاری چکد فریاد ازو
هوش مصنوعی: به خاطر تحمل درد دوری دوستان، چنان به زمین افتادم که اگر بر من فشار بیاوری، از درونم فریاد بلند میشود.
دل خرابی را غمی امشب عمارت می کند
کاشیان جغد را محکم بود بنیاد ازو
هوش مصنوعی: دل شکسته ام امشب با غمی مثل یک ساختمان به زیبایی در حال ترمیم است، مثل کاشیهایی که جغد را محکم میسازد.
درد عشق خوبرویان هر قدر باشد کم است
آنقدر غم کو که گردد خاطر کس شاد ازو
هوش مصنوعی: درد ناشی از عشق به زیبایان هر چقدر هم که زیاد باشد، باز هم غم و اندوهی که دل کسی را شاد کند، بسیار بیشتر است.
حال دل جویا فراموش است از حیرت مرا
می دهد گاهی تپیدنهای بسمل یاد ازو
هوش مصنوعی: احساسات قلبیام را فراموش کردهام و گاهی از شدت حیرت و شگفتی، یاد او مرا به تپش میاندازد.