برگردان به زبان ساده
عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن
به این دهن به لب او برابری کردن
هوش مصنوعی: عجب است که انسان با گل زیبا و باارزشی مانند لبهای معشوقش، خود را مقایسه کند و بخواهد به سطح او برسد.
نموده سر مکافات شیشهٔ ساعت
به دست با چو خودی قصد برتری کردن
هوش مصنوعی: شخصی که با شیشه ساعت در دست، نشانهای از عاقبت کارهای خود را به نمایش میگذارد، در تلاش است تا با خود را برتر از دیگران نشان دهد.
کسی که آتش سودای عشق در سر داشت
به شمع بزم توانست همسری کردن
هوش مصنوعی: کسی که در دل خود عشق را میپروراند، توانست با شمعی که در مجالس میدرخشد، همراهی کند.
مگر دلم که زند دست و پا ز بیتابی
به بحر عشق که آرد شناوری کردن
هوش مصنوعی: مگر دل من که از شدت بیتابی در عشق دست و پا میزند، چگونه میتواند به عمق محبت فرو رود و شنا کند؟
به راه سوز و گداز، از نهال شمع آموز
ز سرگذشت و دعوای سروری کردن
هوش مصنوعی: در مسیری که با درد و رنج همراه است، از جوانهی شمع، که نشانهای از روشنایی و امید است، درس بگیر و داستانها و جدالهای رسیدن به مقام و اعتبار را بررسی کن.
کسی که دولت فقرش دهند می داند
که در قلندری آمد توانگری کردن
هوش مصنوعی: کسی که به او زندگی در فقر داده شده، میفهمد که چگونه میتواند در حالی که به ظاهر بیاعتنا و آزاد است، ثروتمند شود و به موفقیت دست یابد.
به غیر نعمت و بجز منقبت نمی آید
به نام غیر ز جویا ثناگری کردن
هوش مصنوعی: غیر از خوبیها و نعمتها، هیچکس نمیتواند به نام دیگری برای ستایش کردن، به میدان بیاید.