برگردان به زبان ساده
شد خیال رویش از بس آشنای چشم من
صفحهٔ تصویر گشته پرده های چشم من
هوش مصنوعی: چهرهاش آنقدر در ذهنم شناخته شده شده که دیگر مانند تصویری بر روی چشمهایم نقش بسته است.
حسن معنی بنگرم با دیدهٔ دل، زانکه هست
چشم بیتابی چو عینک در قفای چشم من
هوش مصنوعی: به زیبایی و مفهوم آثار توجه میکنم، زیرا چشمی ناآرام و بیتاب در پس چشمانم وجود دارد که همچون عینکی به من کمک میکند تا بهتر ببینم.
بر سر راه تو چون نقش قدم افتاده ام
ای غبار رهگذارت توتیای چشم من
هوش مصنوعی: در مسیر تو مانند نشانهای ایستادهام و به خاطر تو، گرد و غبار مسیر تو بر چشمانم نشسته است.
من که و نظارهٔ روی سیه چشمان کجا؟
آنچه اکنون بیند از هجران سزای چشم من
هوش مصنوعی: من کجا و تماشای چهرهٔ زیبا و سیاهچشمان کجا؟ اکنون چیزی میبینم که نتیجهٔ دوری و فاصلهٔ من از آن چهره است.
برامید نعمت دیدار از هر گردشی
کاسهٔ در یوزه گرداند گدای چشم من
هوش مصنوعی: به امید نعمت دیدار، گدای چشم من از هر طرف در جستجوی لبخند توست و کاسهاش را به گردش درآورده است.
آنچه آن را خلق نقش پا تصور می کنند
مانده در خاک سر کوی تو جای چشم من
هوش مصنوعی: آنچه را که به عنوان نشانهای از وجود تو در زمین تصور میکنند، فقط خاکی است که در کنار کوچهات باقی مانده و نگاه من به آن دوخته شده است.
پنجهٔ مژگان دهد از مصقل موج سرشک
در شب هجران او جویا جلای چشم من
هوش مصنوعی: پنجۀ مژگانش مانند یک وسیلۀ جلا دهنده، اشکهای من را در شب فراقش میکشد و من در جستجوی زیبایی چشمان او هستم.