برگردان به زبان ساده
بر لب منه پیالهٔ سرشار بیش ازین
دامن مزن بر آتش رخسار بیش ازین
هوش مصنوعی: پیالهای پر از شراب را بر لب من بگذار، اما بیشتر از این بر آتش صورت خود ندمی.
من آن نیم که اینقدر جان بخواهمت
می خواهمت بجان تو بسیار بیش ازین
هوش مصنوعی: من کسی هستم که به خاطر تو جانم را میطلبم و عاشقانه به تو بیشتر از این علاقه دارم.
جز نهال من که به تمکین برآمده
کسی روح را ندیده گرابنار بیش ازین
هوش مصنوعی: تنها نهال من است که با فروتنی ریشه دوانده، زیرا دیگر هیچکس روح را نچشیده است، حتی اگر درختان بیش از این سبز شوند.
در راه سیل تندرو جان ستاده جسم
راحت مجو سایهٔ دیوار بیش ازین
هوش مصنوعی: در مسیر طوفانهای شدید، جان انسان در خطر است و نباید به دنبال آسایش جسمی باشید. دیگر نباید در سایه دیوارها بایستید.
یکبار بیش گل نرود جانب دکان
یعنی مرو سراسر بازار بیش ازین
هوش مصنوعی: یک بار بیشتر نمیتوانی به دکان گل بروی، یعنی دیگر در بازار گردش نکن.
چون نور دیده گرچه نهانست از نظر
جویا ندیده ایم پدیدار بیش ازین
هوش مصنوعی: هرچند که نور چشم از نگاه پنهان است، اما ما هرگز آن را بیشتر از این به وضوح ندیدهایم.