برگردان به زبان ساده
گر چنین در ضعف دایم بگذرد احوال من
مو برآرد دیدهٔ آیینه از تمثال من
هوش مصنوعی: اگر همیشه حال من چنین ضعیف بگذرد، چشم آیینه از تصویر من مو برمیآورد.
با کدورت بسکه بگذشت از غمت احوال من
در گذشتن سایه در پی داشت ماه و سال من
هوش مصنوعی: غمهای تو آنقدر بر من سایه انداخته که دیگر نمیتوانم احوال خودم را به خاطر بیاورم. روزها و سالها در گذرند، اما اثر تلخ آن غم همچنان با من است.
گردهٔ تصویر برخیزد غبار از تربتم
شد نهان در پرده های دل ز بس آمال من
هوش مصنوعی: تصویر من در دلهای دیگران به جا مانده و غباری از یادها بر تربتم نشسته است، بهطوری که آرزوهای فراوانم باعث شده تا این حس نهانی در آنها احساس شود.
نور شمع جان مرا در پرده هستی ازوست
می شود فانوس بزم آیینه را تمثال من
هوش مصنوعی: شعله شمع، زندگی من را در جهان مادی روشن میکند و به واسطه آن، در جشن و سرور، تصویر من مانند نوری در آینه میدرخشد.
بسکه احوالم نهان در گرد کلفت گشته است
چون ورق گردان زمین را گرگشایی فال من
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه وضعیت من به شدت مخفی شده و در تلاطم روزگار پیچیده است، مانند ورقهای زمین که تحت تأثیر باد و تغییرات قرار میگیرند، فال من هم تحت تأثیر این شرایط قرار دارد.
موج سان جویا خورد جوهر بهم آیینه را
دیده بگشاید اگر بر صورت احوال من
هوش مصنوعی: موجی که به سواحل نزدیک میشود، جوهر آب را به هم میزند و اگر به چهرهی من بنگرد، میتواند رازهای درونم را آشکار کند.