برگردان به زبان ساده
رسته از قید مذاهب دست در مولا زدیم
راه ها مسدود چون دیدیم بر دریا زدیم
هوش مصنوعی: ما از دست و بند اختلافات مذهبی آزاد شدیم و به معشوق واقعی خود روی آوردیم. وقتی دیدیم که همه مسیرها بسته است، به دریا رفتیم و به جستجوی راهی نو پرداختیم.
قابل یک چشم دیدن هم نبود این خاکدان
چشمکی از دور همچون برق بر دنیا زدیم
هوش مصنوعی: این دنیا به قدری زیبا و زنده است که حتی یک چشم هم نمیتواند تمام زیباییهای آن را ببیند. ما تنها از دور نگاهی به آن داریم که مانند درخشش یک برق است.
دست سعی ما نشد هرگز به ساحل آشنا
هر قدر در بحر غم چون موج دست و پا زدیم
هوش مصنوعی: هر چقدر در دریای غم تلاش کردیم و دست و پا زدیم، هرگز نتوانستیم به ساحل آشنا و امن برسیم.
گشته دورانی که از لخت دلم خواهد کباب
با کسی کز گر مخویی روز و شب صهبا زدیم
هوش مصنوعی: زمانهای سپری شده که دلم میخواهد با کسی کباب بخورم که در روز و شب از شراب و خوشی ما را رفاقت کرده است.
فوج غم بر خاطر مسرور ما دستی نیافت
تا به دامان توکل دست استغنا زدیم
هوش مصنوعی: غمهای بیپایان نتوانستند به دل شاد ما نفوذ کنند، بنابراین با اتکا به خود و بینیازی، به لطف و یاری توکل کردیم.
یک صدای آشنا هرگز به گوش ما نخورد
حلقه چندانی که جویا بر در دلها زدیم
هوش مصنوعی: صدای آشنایی هرگز به گوش ما نرسید، چون مدت زیادی را در تلاش بودیم تا به دلهایمان سر بزنیم.