برگردان به زبان ساده
تنها همین ز چشم نه گوهر فکنده ایم
یاقوت را ز دست چو اخگر فکنده ایم
هوش مصنوعی: ما فقط از دیدگان خود اشک و زالو چون گوهرهایی ریختهایم و مانند یاقوتهایی که از دست افتادهاند، در حالتی سوخته و غمگین هستیم.
زین دل که بسته ایم به این جسم عنصری
در چار موج حادثه لنگر فکنده ایم
هوش مصنوعی: دل ما که به این جسم دنیوی وابسته است، در میان طوفانهای زندگی تلاش کرده است که استقامت و ثبات داشته باشد.
دل را زیمن عشق که فیضش زیاد باد
از عالمی به عالم دیگر فکنده ایم
هوش مصنوعی: دل را به خاطر عشق، که برکاتش فراوان است، از یک دنیا به دنیای دیگر منتقل کردهایم.
در عشق چون دو قطرهٔ اشک این دو نشئه را
از چشم اعتبار، مکرر فکنده ایم
هوش مصنوعی: در عشق، مانند دو قطرهٔ اشک، این دو حالت را بارها از چشمهٔ اعتبار به بیرون ریختهایم.
شکر خدا که از می توحید سرخوشیم
یعنی هوای غیر تو از سر فکنده ایم
هوش مصنوعی: خدا را شکر که از نوشیدنی بهشتی و یگانهپرستی خوشحالیم، یعنی از فکر و یاد غیر تو رهایی یافتهایم.
زاهد حریف این می مردآزمانه ای
دل را فشرده ایم و به ساغر فکنده ایم
هوش مصنوعی: ای عابد، ما در این دنیا به خاطر عشق و شوق، دل خود را تحت فشار قرار دادهایم و آن را به نوشیدن می راغب کردهایم.
جویا سیاه مست ولاییم و خویش را
بر خاک راه ساقی کوثر فکنده ایم
هوش مصنوعی: ما به عشق و محبت اهل ولایت و زندگی در این مسیر، خود را همچون خاکی در پای ساقی کوثر قرار دادهایم و در حال رهایی از قید و بندها هستیم.