برگردان به زبان ساده
شدم پیر و همان مغلوب نفس غفلت آیینم
همان همچون شرر در خاره مست خواب سنگینم
هوش مصنوعی: در پیری، هنوز اسیر نفس و غفلت خودم هستم. شرایط زندگیام شبیه آتش زیر خاکستر است و در خواب عمیقی گرفتار شدهام.
عجب دارم که لعلش آشنایی با لبم جوید
مگر بر لب رسد در آرزویش جان شیرینم
هوش مصنوعی: میپرسم چرا آن سنگ سرخ، شوقی برای لبم دارد؟ آیا ممکن است که به لبم برسد تا جان شیرینم را به دست آورد؟
چو آن خلوت که از گلجام باشد تا بدان او را
به دلها روشنی بخش است معنیهای رنگینم
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی اشاره دارد که در آن شخصی به خاطر زیبایی و محبت خود، دلها را روشن میکند. مانند لحظهای که یک جام گل به انسان آرامش و خلوت میبخشد و در نتیجه، احساسات و زیباییهای رنگین در دلها به وجود میآید.
جواب مدعی نشنیده گوشی از لب صبرم
که هرگز بر نمی گیرد صدا از کوه تمکینم
هوش مصنوعی: برایم جواب درخواستی را نشنیده میماند، چون صبر من از آنقدر پرتاب صدایی نمیکند که به کوه هم برسد.
زبان سرمهٔ دنباله دار چشم او گوید
که این بیمار را من در حقیقت شمع بالینم
هوش مصنوعی: زبان زیبای او مانند سرمهای است که به دنبالهدار چشمش میزند و میگوید که من در واقع شمعی هستم که بر بالین این بیمار قرار دارم.
ندارم دوستی و دشمنی با هیچ کس جویا!
همین از دوستان دوستی و دشمنی کینم
هوش مصنوعی: من با هیچکس نه دوستی دارم و نه دشمنی، اما همین که دوستیها و دشمنیها را از دوستان میپذیرم، کافی است.