برگردان به زبان ساده
دل را اسیر پیچش آن مو گذاشتیم
پابند حلقه حلقهٔ گیسو گذاشتیم
هوش مصنوعی: دل خود را به زیبایی و فریبایی مجعدی از مو سپردیم و آن را به دست حلقههای گیسوی او متصل کردیم.
چون غنچه گوئیا سرو زانوی ما یکیست
سر در غم تو بسکه به زانو گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما در غم تو آنقدر سر فرود آوردیم و به زانو افتادیم که انگار ایستاده و در آغوش تو هستیم، مثل غنچه و سرو که در کنار هم هستند.
قندیل وار شیشهٔ دل را به یادگار
بر پیش طاق آن خم ابرو گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما به یادگار یک شیشه دل را مانند قندیل بر روی طاق ابرویت گذاشتهایم.
آنیم که گوهر دل را ز شش جهت
گردآوری نموده به یک سو گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما کسانی هستیم که در تلاشیم تا ارزش و احساسات واقعی خود را از تمام جوانب زندگی جمعآوری کرده و در یک نقطه متمرکز کنیم.
کاری نکرده ایم کز او بهره ای بریم
ما کار خویش با کرم او گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما هیچ کاری انجام ندادهایم که از آن بهرهای ببریم؛ کار خود را به دست کرم و بخشش او سپردهایم.
یارای کیست غیر اطاعت به درگهت
در پیشگاه حسن تو زانو گذاشتیم
هوش مصنوعی: کسی جز تو نیست که قدرت مخالفت با خواستهات را داشته باشد؛ ما در مقابل زیباییات سر تسلیم فرود آوردهایم.
ما راست شش جهت گل شش برگ در نظر
از هر طرف به کوی تو تا رو گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما برای دیدن تو و خوشبو کردن فضای خود، از هر طرف و به شکل صحیح، آماده هستیم و به هر جهت عشق و علاقهامان را به تو نشان میدهیم.
اظهار حال دل که زبان عاجزست از آن
جویا به آن دو چشم سخن گو گذاشتیم
هوش مصنوعی: دلنوشتههای خود را با زبان چشمانمان بیان کردیم، چرا که زبان به بیان آنچه در دل داریم ناتوان است.