برگردان به زبان ساده
از غرور توبه غرق معصیت تا گردنم
تر شد از اشک پشیمانی همانا دامنم
هوش مصنوعی: به خاطر غرورم به گناههای زیادی گرفتار شدم و حالا که اشکهای پشیمانیام جاری شده، احساس میکنم که دامنم به آنها آغشته شده است.
سر ز بار منت احسان نیارم راست کرد
لطف یاران طوق سنگینی شده بر گردنم
هوش مصنوعی: من به خاطر بزرگوری و احسان دوستانم سر به زیر نمیآورم، زیرا لطف آنها بر گردنم سنگینی میکند.
بسکه کاهیدم ز درد عشق چون گرد عبیر
کرده پنهان ضعف تن در پردهٔ پیراهنم
هوش مصنوعی: من از درد عشق آنقدر رنجیدهام که مانند گرد عطر، ضعف و ناتوانیام در زیر لباس پنهان شده است.
در خیال آن سر مژگان ز بس بگداختم
همچو ماهی استخوان خارییست پنهان در تنم
هوش مصنوعی: به خاطر خیال آن چشمان زیبا، به شدت در درونم دچار درد و رنج شدهام، مانند ماهیای که استخوانی تیز و پنهان در بدنش وجود دارد و همواره باعث ناراحتیاش میشود.
دامنی بر آتشم جویا زند هر برگ گل
سوز عشق او یکی صد شد ز سیر گلشنم
هوش مصنوعی: هر برگ گلی که بر دامن آتش من میافتد، نشان از عشق او دارد که سوزاننده است و از هر یک از این گلها، احساسات و دردهای من به صد برابر میرسد.