برگردان به زبان ساده
بی تو بیگانه چو عکس رخت از هوش خودم
با تو چون جوهر آیینه فراموش خودم
هوش مصنوعی: بی تو، احساس میکنم که مانند یک تصویر دور از تو هستم و هیچ هوشی از خودم ندارم. اما وقتی با تو هستم، مانند جوهر درون آیینه میشوم و تمام فراموشیهایم را کنار میگذارم.
مست کیفیت خود گشته ام از دولت عشق
بیخود از نشئهٔ توحید و قدح نوش خودم
هوش مصنوعی: از عشق به حالتی در آمدهام که در خودم غرق شدهام و از خوشحالی و وجود توحید و خمر عشق، خودم را فراموش کردهام.
حاصل محو خیالی است پریشان مغزی
جام حیرت نگهم بیخود سرجوش خودم
هوش مصنوعی: نتیجهاش این است که وقتی ذهنم مشغول خیال بافی شده، و از خود بیخود گردیدهام، در حالت حیرت و شگفتی به واقعیتها نگاه میکنم.
کنج عزلت بودم غنچه صفت سینهٔ تنگ
هست دلبستگیی با لب خاموش خودم
هوش مصنوعی: در گوشهای از تنهاییام مثل غنچهای هستم که سینهام تنگ است و به سکوت خودم دل بستهام.
بسکه دارد به تنم رنگ تو هر قطرهٔ خون
غنچه آسا به خیال تو در آغوش خودم
هوش مصنوعی: این شاعر به اندازهای عمیقاً تحت تأثیر عشق و حضور معشوق خود قرار گرفته که حتی هر قطرهٔ خونش هم رنگ و تندیس او را در خود دارد و او را در خیال خود در آغوش میکشد.
صد زبانست مرا در دل خونین پنهان
غنچهٔ رازم و مهر لب خاموش خودم
هوش مصنوعی: در دل من یک راز عمیق و پنهان وجود دارد که مانند غنچهای خونین است، و من با وجود هزاران احساس و زبان، نمیتوانم آن را بیان کنم و لبهایم خاموش ماندهاند.
عشق قمریصفت افکنده به گردن جویا
حلقهٔ بندگی سرو قباپوش خودم
هوش مصنوعی: عشق مانند ماهی است که بر گردن کسی که خواهان اوست، حلقهای از بندگی را آویزان کرده است. این شخص در دل به زیبا و خاص بودن محبوبش، که شبیه یک سرو زیبا است، ارادت و وابستگی دارد.