برگردان به زبان ساده
صد شکر کز غم چو تویی زار و خسته ام
از پهلوی رخ تو چو زلفت شکسته ام
هوش مصنوعی: سپاس بیحد از اینکه با وجود غمی که دارم، تو را در کنار خود میبینم. چنان که از زیباییهای چهرهات، زلفهایت در هم و پیچیده شده است.
بر دیده ام خرام که در رهگذار تو
فرش است شیشه پارهٔ رنگ شکسته ام
هوش مصنوعی: بر چشمان من گویای عشق توست که در مسیر تو فرشی از شیشههای رنگی شکسته وجود دارد.
چون غنچه های لالهٔ نشکفته در چمن
گلهای داغ در غم او دسته بسته ام
هوش مصنوعی: مانند غنچههای تازهنشکفته در چمن، که محتاج لطف و زیبایی هستند، من نیز در غم او گرد هم آمدهام و احساساتم را به نمایش گذاشتهام.
شوخی من ملایم طبع خلایق است
بر صفحهٔ زمانه چو اشعار جسته ام
هوش مصنوعی: من با لطافت روح مردم را خوشحال میکنم، همانطور که شعرهای زیبایی بر سطح زمان وجود دارند.
چون غنچه ای که سرزند از شاخ نازکی
دل را به تار زلف سیاه تو بسته ام
هوش مصنوعی: دل من مانند غنچهای است که از شاخۀ لطیفی شکفته شده، و همانند آن، به تارهای موی سیاه تو وابسته و پیوستهام.
سیلاب حادثات کی از جا برد مرا
در چارموج تفرقه جویا نشسته ام
هوش مصنوعی: اوقات سخت و حوادث مختلف مرا از مسیر خود دور کرده و در میان بالهای تفرقه و جدایی نشستهام.