برگردان به زبان ساده
کرده جا تا آن لب میگون به افسون در دلم
غنچه سان شد برگ گل هر قطرهٔ خون در دلم
هوش مصنوعی: تا آن لب زیبای میگون در دل من جایی دارد که با افسونش، مانند غنچهای از گل، هر قطره خونم به شوق و عشق میتواند جوانه بزند.
می توانی ساقی از جامی روان بخشم شوی
مهربان شو می به ساغر کن، مکن خون در دلم!
هوش مصنوعی: میتوانی ای ساقی، با نوشیدنیات به من محبت کنی و دل مرا شاد کنی، اما از دلم نرنجان.
سیر و دور وحشتم بیرون ز خود یک گام نیست
ریخت عشق از گرد غم تا رنگ هامون در دلم
هوش مصنوعی: بیرون از خودم نمیتوانم حتی یک قدم بروم، زیرا عشق، غم را از وجودم پاک کرده و حالا احساساتم مانند رنگی زنده و شاداب در قلبم جاری است.
در سرم تنها نه همچون شمع بزم آشفتگی است
دور از او هر قطره خون گشته مجنون در دلم
هوش مصنوعی: در درون من، مانند شمعی در میهمانی، آشفتگی وجود دارد و دوری از او باعث شده است که هر قطره خونم پر از عاطفه و دیوانگی شود.
فرصت یک ابروار اشکست چشم از حدتم
جوش طوفان می زند امروز جیحون در دلم
هوش مصنوعی: امروز در دلم طوفانی به پا کرده است و اشکهایم به اندازه یک ابرو، بر روی چشمانم جاری شدهاند. جیحون، که نمادی از رودخانه و جریان آب است، نشان از غم و هیجان درونم دارد.
دود آهی بیش در چشمش نبودی آسمان
می نشستی گر بجای خم فلاطون در دلم
هوش مصنوعی: اگر اشک و غم تو نبود، آسمان را برای نشستن انتخاب میکردم؛ به جای اینکه خم خود را در دل جایی داشته باشم.
هر نفس در سینه ما را سرو آهی می شود
بسکه جویا کرده جا آن قد موزون در دلم
هوش مصنوعی: هر لحظه در درون ما احساس عمیق و longing وجود دارد، به اندازهای که دلمان خواهان و مشتاق آن قد زیبا و موزون است.