شکاریی که دلم گشته است نخجیرش
صدای شیر به گشو آید از نی تیرش
به صد زبان خموشی جواب ناله دهد
چو بوی غنچه نهان در لب است تقریرش
صفای غبغبش از ماه، گوی خوبی برد
مگر ز آب گهر کرده اند تخمیرش
بسوخت گرمی خونم چو آه تیرش را
ز سخت جانی من اره گشت شمشیرش
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: چکامه
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شکاریی که دلم گشته است نخجیرش
صدای شیر به گشو آید از نی تیرش