برگردان به زبان ساده
به وادیی که کند تیغ عشق تسخیرش
دل دو نیم بود نقش پای نخجیرش
هوش مصنوعی: در جایی که عشق با شدت عمل میکند، دل به دو نیم میشود و رد پای شکارچی مشهود است.
فتد چو حسن در اندیشهٔ عمارت عشق
چه خانه ها که نگردد خراب تعمیرش
هوش مصنوعی: اگر زیبایی در فکر ساختن عشق باشد، چه بسا خانههایی که تعمیرشان خراب نخواهد شد.
ز فیض عجز به بالای چشم جا یابد
چو ابرو از خم بازوست آنکه شمشیرش
هوش مصنوعی: از لطف و نیکی که از ناتوانی میرسد، مانند ابرو که از خم بازو نمایان میشود، بر بالای چشم جایی پیدا میکند. آن کسی که شمشیرش...
ز شوخیی که به او داده اند، حیرانم
که چون به روی ورق آرمیده تصویرش
هوش مصنوعی: از لطیفهای که به او گفتهاند، در شگفتم که چطور تصویرش بر روی کاغذ ظاهر شده است.
قد دو تا چو به آن زلف عنبرین بستم
فزود حلقهٔ دیگر به طول زنجیرش
هوش مصنوعی: وقتی که موهایم را به زلف های خوشبو و زیبا جمع کردم، به زودی حلقهای دیگر به طول زنجیر آن اضافه شد.
چه عقده ها که نیفکند در دلم جویا
خیال پیچ و خم طرهٔ گرهگیرش
هوش مصنوعی: در دل من چه اضطرابها و ناراحتیها وجود دارد که خیال پیچ و خم موهای او را نمیتواند از ذهنم پاک کند.