برگردان به زبان ساده
از یاد که گردید دلت مسکن آتش
کز سینه جهد آه تو چون جستن آتش
هوش مصنوعی: اگر دلت از یاد کسی رهایی یابد، آتش شوق و اندوهی که در درونت وجود دارد، مانند شعلهای است که از سینهات برمیخیزد و تلاش میکند خود را به نمایش بگذارد.
اندیشهٔ رخسار تو در سینهٔ عشاق
برقی است که خود را زده بر خرمن آتش
هوش مصنوعی: چهرهٔ تو در دل عاشقان مانند جرقهای است که بر روی انبوهی از آتش میتابد و شعلهور میشود.
در محفل می تا رخ رخشان ترا دید
پروانه نگردید به پیراهن آتش
هوش مصنوعی: در جمع دوستانه، وقتی به چهره زیبا و درخشان تو نگاه کردم، مانند پروانهای نشدم که به لباس شعلهای نزدیک شود.
تا بی تو به گلزار شدم لاله ز هر برگ
ریزد به گرییان دلم دامن آتش
هوش مصنوعی: وقتی که بدون تو به گلزار آمدم، همچون لالهای که از هر برگ خود اشک میریزد، دلم دامن آتش را برمیدارد.
نوخط شدن عارض او ماتم زلف است
چون شب که سیه پوش شد از مردن آتش
هوش مصنوعی: صورت زیبا و جدید او مانند زلفی است که به خاطر مرگ آتش، شبانه سیاهپوش شده است، و این داغ و ماتم را به همراه دارد.
بر عارض افروختهٔ او خط مشکین
موریست که ره یافته در خرمن آتش
هوش مصنوعی: روی سرخ و داغ او مانند خطی از رنگ مشکی است که مثل موری به درون آتش رفته و راهی پیدا کرده است.
سرکش شده آن حسن ز آمیزش اغیار
این خار چه آویخته در دامن آتش
هوش مصنوعی: زیبایی که تحت تأثیر دیگران قرار گرفته، به طرز سرکش و وحشیای شده است. این زخم، همانند خاری که در دامان آتش آویزان شده باشد، درد آور و خطرناک است.
بی سرو تو چون قمری نالان شده پنهان
در هر کف خاکستر ماخرمن آتش
هوش مصنوعی: بیخبر از تو و بیتوجهی به دور و بر، مانند قمری غمگین، در دل خاکستر آتش پنهان شدهام.
جویا حذر اولی که دل سخت نکویان
چون سنگ مدام آمده آبستن آتش
هوش مصنوعی: از کسانی که دلهای سخت و سنگی دارند، احتیاط کن، زیرا آنها همواره درونشان آتش نهفته است.