برگردان به زبان ساده
غیر از ایام وصال بت دلخواه مپرس
چند پرسی ز شب هجر، مپرس آه مپرس!
هوش مصنوعی: در غیر از زمانهایی که معشوق در کنارم است، دیگر چیزی نپرس. از شبهای دوری و جدایی، دیگر سوالی نکن و آهی مزن.
همچو شمعم دم تقریر زبان درگیرد
جان من! آه، از این آتش جانکاه مپرس
هوش مصنوعی: من مانند شمعی هستم که با سخن گفتن میسوزد و جانم در آتش این احساسات در میگیرد! آه، از این آتش سوزان جانکاه نپرس.
در ره عشق تو کردم قدم از سر چو شرار
اولین گام ز خود رفتنم از راه مپرس
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، قدمهایی برداشتم که مانند شعلهای سوزان بود. در اولین گام، خودم را از دست دادم، پس از من نپرس که چرا از راه منحرف شدم.
این یکی جان گل آن شعلهٔ افلاک گداز
از نسیم سحر و آه سحرگاه مپرس
هوش مصنوعی: این گل جان و روحی دارد که با شعلههای آسمان در ارتباط است. از نسیم صبحگاهی و آه و نالههای صبحگاهی، چیزی نپرس.
چند پرسی که چه حال است ترا ای جویا
مستم و نیستم از حال خود آگاه مپرس
هوش مصنوعی: چند بار میپرسی حال من چطور است؟ من مست و شادابم و خودم هم از حال خودم خبر ندارم؛ پس بهتر است نپرسی.