برگردان به زبان ساده
در دامن دل اشک ز مژگان تر انداز
این مشت شرر باز به جیب جگر انداز
هوش مصنوعی: از چشمهای خود اشک بریز و در آغوش قلب، این تکههای آتشین را به درون جگر خود بسپار.
آنجا که کشد معرفتش تیغ چو خورشید
چون ماه گر از اهل کمالی سپر انداز
هوش مصنوعی: در جایی که شناخت و معرفت فرد، مانند شمشیری تند و قوی است، اگر کسی از اهل کمال و فضیلت باشد، باید از خود دفاع کند و به مقابله با او بپردازد.
از خویش بهر سو که روی دار امانست
زنهار از این مهلکه خود را بدر انداز
هوش مصنوعی: هر کجا که بروی، امنیت و آسایش وجود دارد، اما مراقب باش که خودت را در این خطر گرفتار نکنی.
یا زان مژه کن پهلو خواهش تهی ایدل
یا بستر راحت به دم نیشتر انداز
هوش مصنوعی: ای دل، یا با چشمان زیبا تنها به طلب و خواستههای خود بپرداز، یا اینکه به آرامش و راحتی دست پیدا کن و آن را به دست بیاور.
هر شب پی تعمیر دلم تا که تو از جور
هر روز خرابش کنی ای خانه برانداز
هوش مصنوعی: هر شب به فکر ترمیم و بهبود دلم هستم تا تو دوباره با ناملایمتیهایت آن را خراب کنی، ای کسی که پایههای زندگیام را به هم میزنی.
باشد که بیفتد زچمن بیضهٔ بلبل
ای دل زفغان شعله در این مشت پرانداز
هوش مصنوعی: امیدوارم که از علفزار بلبل، تخمها بیفتند، ای دل، تا این فریاد آتشین را در این مشت پرتاب کنم.
خواهی که چو شبنم روی از خود به نگاهی
جویا همه تن دیده به جانان نظراندز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند شبنم در نگاه محبوب غزلخوانی کنی، باید تمام وجودت را به او نظر بیفکنی.