شمارهٔ ۷۳۶
جویای تبریزی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۷۳۶
دلم از هجر تو خون است امروز
آفت صبر و سکون است امروز
لبی از بادهٔ لعلی ترکن
نوبهار است و شکون است امروز
عالم از جلوهٔ رنگین هوا
محشر بوقلمون است امروز
تا چه آرد به سر ما فردا
توسن نفس حرون است امروز
نقد داغی به کف آور جویا
روز بازار جنون است امروز
شمارهٔ ۷۳۵: آمدی مستانه و گل گل طرب دارد بهار
شمارهٔ ۷۳۷: عمر رفت و هست ذوق آن بر و دوشم هنوز
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
چکامه
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دلم از هجر تو خون است امروز
آفت صبر و سکون است امروز
هوش مصنوعی: امروز دل من به خاطر دوری تو پر از درد و غم است، و دیگر نمیتوانم صبر کنم و آرامش داشته باشم.
لبی از بادهٔ لعلی ترکن
نوبهار است و شکون است امروز
هوش مصنوعی: امروز بهار است و همه جا پر از سرسبزی و زیبایی است. لبهای من از بادهای به رنگ لعل میچشد و حال و هوای شاداب و تازهای دارد.
عالم از جلوهٔ رنگین هوا
محشر بوقلمون است امروز
هوش مصنوعی: امروز عالم به خاطر زیبایی و تغییرات رنگین طبیعت مثل یک جشن شاداب و پرجنب و جوش است.
تا چه آرد به سر ما فردا
توسن نفس حرون است امروز
هوش مصنوعی: امروز نفس ما مانند اسب تندرو است و نمیدانیم فردا چه بر سر ما خواهد آورد.
نقد داغی به کف آور جویا
روز بازار جنون است امروز
هوش مصنوعی: امروز روزی است که بازار دیوانگی داغ و پرجنبوجوش است و من در پی این هستم که چگونگی و حالتهای آن را بررسی کنم.