برگردان به زبان ساده
فصل نوبهاران است ابر در خروش آمد
نغمه سنج شد بلبل، خون گل به جوش آمد
هوش مصنوعی: فصل بهار فرا رسیده است و ابرها در حال بارش هستند. بلبل آوازش را سر داده و گلها در حال شکفتن و رشد هستند.
صبح روز باران است مفت می گساران است
باده بی محابا زن ار پرده پوش آمد
هوش مصنوعی: صبح روزی است که باران میبارد و کسانی که مست هستند، حال و هوای خاصی دارند. اگر کسی بیپرده و بیاحتیاط به میخانه بیاید، باید با شوق و طراوت باده بنوشی.
هیچکس نمی ماند بی نصیب از قسمت
صاف روزی گل شد لاله دردنوش آمد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از روزی خود بینصیب بماند. روزی هر کس مقرر شده است و برخی در زندگی خوشبختی را تجربه میکنند، در حالی که دیگران با مشکلات و دردها مواجه میشوند.
بهر وصف رخسارش پیش حسن گفتارش
جمله تن زبان غنچه گل تمام گوش آمد
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهاش، تمام ویژگیهای ظاهری و صحبتهای دلنشینش، همه چیز به گوش میآید و مانند زبان گل است. به عبارتی دیگر، تمام زیباییها و خوشگوییهای او به گونهای است که آنها را به خوبی درک میکنیم و با جان و دل گوش میدهیم.
در دلش ز بس شوخی صد زبان نهان دارد
گر ز شرم در ظاهر غنچه سان خموش آمد
هوش مصنوعی: او در دلش به خاطر شوخیهای بسیار، رازهای بسیار دارد. اگرچه به خاطر شرم مانند گل غنچه در ظاهر ساکت و خاموش است.
موسم بهاران است دور دور مستان است
محتسب غزلخوان است شیخ باده نوش آمد
هوش مصنوعی: فصل بهار فرار رسیده و دور دور میچرخد. سرپرست شرابنوشان در حال خواندن غزل است و شیخ نیز با خوشحالی به نوشیدن شراب پرداخته است.
نقد جان به کف جویا می روم سوی گلشن
مژده نوجوانان را باغ گل فروش آمد
هوش مصنوعی: با جان شیرینم به دنبال زیباییها میروم و به باغی میرسم که خبر از جوانان خوشحال و گلها به من میدهد.