برگردان به زبان ساده
عجزم از عشق محال است عنان تاب شود
حسن این بادیه سد ره سیلاب شود
هوش مصنوعی: عجز و ناتوانی من در عشق غیرممکن است و نمیتوانم کنترل کنم زیبایی این مسافرت را که مانند سیلابی موانع را در هم میشکند.
هر که لبریز هوای تو بود همچو حباب
پیرهن بر تنش از آتش دل آب شود
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق و حال تو را در سر دارد، مانند حبابی که بر تن لباسش تشکیل میشود، از حرارت دلش آب خواهد شد.
بسکه سرگشتگی از صورت حالم پیداست
روبرویم چو شود آینه گرداب شود
هوش مصنوعی: مقدار زیادی از سردرگمیام در چهرهام نمایان است، وقتی که آینه به رویم میشود، مثل گردابی میگردد.
گر چنین روی تو دل را به طپش اندازد
جوهر آینه ها محشر سیماب شود
هوش مصنوعی: اگر چهرهات اینچنین باشد، دل را به تپش میاندازد و خواص آینهها همچون زلال نقره خواهد شد.
پیش او گریهٔ ما را چه اثر کز شبنم
گل خورشید محال است که سیراب شود
هوش مصنوعی: برای او اشکهای ما چه ارزشی دارد؟ مانند این است که گل را با شبنم سیراب کنیم، در حالی که این کار برای خورشید غیرممکن است.
دشمن سخت دل، از لطف، ملایم گردد
روی گرم است کزو آهن و سنگ آب شود
هوش مصنوعی: دشمنی که دلش سخت و بیرحم است، با لطف و محبت، نرم و ملایم میشود. گرما و محبت او باعث میشود که حتی چیزهای سفت و سخت مانند آهن و سنگ هم نرم شوند و به حالت مایع درآیند.
دور از آن چاه زنخدان شب هجرش جویا
عضو عضوم همه در گریه چو دولاب شود
هوش مصنوعی: دور از آن چاه، که به نشانه زیباییاش است، در زمان جداییاش، میخواهم بداند که تمام وجودم در غم و گریه غرق شده است، مانند دلی که در چرخش و تلاطم است.