برگردان به زبان ساده
آمدی چون چشم روزن دیده بیخواب از تو شد
همچو گوهر خلوتم لبریز مهتاب از تو شد
هوش مصنوعی: وقتی تو آمدی، چشمان من بیخواب شدند و مانند گوهری در دل شب، فضای خالیام پر از نور مهتاب شد.
برق حسنت مضطرب سازد دل فولاد را
بی مروت! جوهر آیینه سیماب از تو شد
هوش مصنوعی: جذبه زیبایی تو حتی دلهای آهنی را هم به لرزه میاندازد، ای بیرحم! و جوهر آینه که از نقره ساخته شده، تحت تأثیر تو قرار گرفته است.
آتش است آتش، منه دست نوازش بر دلم
با وجود آنکه عمری پیش ازین آب از تو شد
هوش مصنوعی: آتش درون من زبانه میکشد و تو نباید دست نوازشگری روی دلم بگذاری، با اینکه سالها قبل از تو بهرهای نداشتم.
عاشق آزاری به این حد شیوهٔ خوبان نبود
جای من در نازنینان این ادا باب از تو شد
هوش مصنوعی: عاشقانی که به معشوقان آسیب میزنند، به این شکل رفتار نمیکنند. جای من در میان زیباترین افراد، این نوع رفتار از تو ناشی شده است.
رفتی و رنگ رخم دیشب سبک خیز از تو بود
آمدی و بخت غیر امشب گرانخواب از تو شد
هوش مصنوعی: رفتی و رنگ چهرهام دیشب به خاطر تو تغییر کرده بود. حالا که برگشتی، شانس دیگران به خاطر تو سنگین و خوابآلود شده است.
اینقدرها شکوه از سودای عشق او چرا؟
نیم نازی کرده ای نقصان و داراب از تو شد
هوش مصنوعی: چرا اینقدر از عشق او شکایت میکنی؟ تو که فقط کمی بیتوجهی کردهای و او از تو فاصله گرفته است.