برگردان به زبان ساده
سوار شو که جمالت یکی شود
خوش آب و رنگ شود چون نگین سوار شود
هوش مصنوعی: سوار شو تا زیباییات به زیبایی و جلوهای همانند نگین تبدیل شود و رنگ و لعاب خوشی به خود بگیرد.
ز تار زلف دل ما به دام شانه فتاد
که مرغ رشته به پا صید شاخسار شود
هوش مصنوعی: موهای دل ما به دام شانه گرفتار شده است، مانند پرندهای که به رشتهای درختی میچسبد و به دام میافتد.
به دلخراشی هر خار بایدم تن داد
مرا که نکهت گب بر دماغ بار شود
هوش مصنوعی: باید به درد و رنج هر خار که به جانم مینشیند، تحمل کنم تا بوی خوش گلی که در فضا است، به مشامم برسد.
کسی که سرکشی از چشم مردمش انداخت
به دیده جای بیابد اگر غبار شود
هوش مصنوعی: کسی که از دید دیگران سرسختی و نافرمانی کند، اگر به چشم آنها بیفتد، در نهایت به مانند غباری در فضا ناپدید میشود.
زسوز عشق، مددجوا که عقدهٔ دل را
اگر گداخته شد بحر بی کنار شود
هوش مصنوعی: از شدت عشق و سوز آن، کمکخواه که اگر گرههای دل باز شوند، به دریایی بیپایان تبدیل میشود.
چو غنچه خندهٔ مستی بزیر لب دارد
دلی که سرخوش پیمانهٔ بهار شود
هوش مصنوعی: دل شادابی که مانند غنچهای خندان در زیر لبش وجود دارد، میتواند با نوشیدن پیمانهای از خوشیهای بهاری خوشحال شود.
نشان آبله افزود حسن روی ترا
که چون ستاره شود مه یکی هزار شود
هوش مصنوعی: نشان آبله به زیبایی چهرهات افزوده است، بهطوری که مانند ستارهای میدرخشی و از ماه هم برتری داری.
زتیره روزیم امیدها بود جویا
رخ سمر ز نقاب شب آشکار شود
هوش مصنوعی: از تاریکی روزها، امیدها را جستجو میکنم که چهره سمر از پشت پوشش شب نمایان شود.