برگردان به زبان ساده
زخم دلم چو غنچه فراهم نمی شود
ممنون چرب نرمی مرهم نمی شود
هوش مصنوعی: دل من مانند غنچهای است که هرگز بهبود نمییابد و زخمهایش بسته نمیشود. حتی نرمی و لطافت مرهم هم نمیتواند به آن کمک کند.
از منعمی بخواه که هر چند می دهد
هیچ از خزانهٔ کرمش کم نمی شود
هوش مصنوعی: از کسی که خیر و برکت زیادی دارد بخواه که هرچقدر هم به دیگران کمک کند، از ثروت و رحمت او چیزی کاسته نمیشود.
زاهد، به حسن خلق، گرفتم فرشته شد
اما هزار حیف که آدم نمی شود
هوش مصنوعی: زاهد، با نیکاخلاقی، به مقام فرشتهای دست یافته است، اما افسوس که او هرگز نمیتواند به یک انسان واقعی تبدیل شود.
با آنکه هست بر دل سنگین بنای او
هرگز اساس عهد تو محکم نمی شود
هوش مصنوعی: با وجود اینکه سنگینی بار او بر دلم حس میشود، اما هرگز پیمان و عهد تو به طور محکم و استوار نخواهد بود.
صبحی نشد که جانب خورشید عارضت
چشمم روان چو دیدهٔ شبنم نمی شود
هوش مصنوعی: صبحی نیامده که چشمم مانند شبنم، به سوی چهرهٔ زیبای تو نتواند نظر کند.
بتوان عیار مرد گرفت از فروتنی
شمشیر اصیل تا نبود خم نمی شود
هوش مصنوعی: مردانگی و ارزش واقعی افراد را میتوان از ویژگیهای نیکشان، مثل فروتنی و صداقت، تشخیص داد. مانند شمشیر اصیلی که هرگز خم نمیشود و همیشه استوار و راست است.
اعجاز حسن بین که زگلزار عارضش
جویا به چیدن تو گلی کم نمی شود
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهاش آنقدر جذاب و بینظیر است که اگر کسی بخواهد از او گلی بچیند، هیچ کمبودی در زیباییاش حس نمیشود.