برگردان به زبان ساده
بگو به پیرمغان که شبها به روی میخواره درنبندد
که هر که بهر شکست دلها کمر ببندد، کمر نبندد
هوش مصنوعی: به پیر مغان بگو که شبها در را به روی مینوشها نبندد، زیرا هر کسی که برای ترمیم دلهای شکسته تلاش میکند، در واقع نمیتواند کمر خود را محکم ببندد.
شب فراقت سر تو گردم به گرد خاطر مگرد چندین
حذر که آهم چو نخل شعله بری به غیر از شرر نبندد
هوش مصنوعی: در شب جداییات، گرد تو میچرخم و در خاطر خود نمیافتم. چقدر باید احتیاط کنم، زیرا آه من مانند آتش درخت نخل میسوزد و جز جرقهای بیشتر نخواهد داشت.
زبخت واژون و جوش گریه ز طالع دون و فرط زاری
هجوم اشکم شب وصالت عجب که راه نبندد
هوش مصنوعی: از بدشانسیام و سرنوشت پایین، اشکهایم بیاختیار سرازیر میشود. در شب وصال تو، جالب اینجاست که با وجود این همه گریه، هیچ چیزی نمیتواند مانع من شود.
به ترک دنیا مگر توانی ز رنج مردن نجات یابی
کسی که در شد به کنج عزلت کمر به قصد سفر نبندد
هوش مصنوعی: برای فرار از درد مرگ باید از تعلقات دنیایی دل بکندی، زیرا کسی که به گوشهای خموشی رفته، دیگر قصد سفر و جستجوی لذتهای دنیا را ندارد.
به آب و تاب گل جمالت به حسن رخسار و عقد دندان
هوا نگرید چمن نخندد سمن نروید گهر نبندد
هوش مصنوعی: در آب و تاب زیبایی تو، با چهره زیبا و دندانهای درخشان، هرگز آسمان نمیتواند بیتوجه باشد. چگونه ممکن است که سمن (گل معطر) نشکفد یا مروارید نرود، بدون اینکه تو بخندی؟