برگردان به زبان ساده
آنچه از بوسی بر آن لبهای شیرین میرود
کافرم هرگز به گلشن گر ز گلچین میرود
هوش مصنوعی: هر چیزی که از بوسه بر آن لبهای شیرین به دست میآید، برایم بیارزش است؛ حتی اگر از باغی انتخاب شده باشد.
بر دل بلبل ز بس بنشسته زین گلشن غبار
بر هوا همچون پر افتاده سنگین میرود
هوش مصنوعی: بلبل به دلیل نشستن زیاد در این گلستان، دلش غمگین و سنگین شده و مانند پر پروازش به خاطر غبار و آلودگی هوا، به آرامی و به سختی حرکت میکند.
بسته بر خود هر طرف آیینهها از لخت دل
نخل آهم جانب گردون به آیین میرود
هوش مصنوعی: آینهها همه جا را نشان میدهند و دل من مانند نخل، خالی و بیحس است. احساساتم به سمت آسمان در حال حرکت است و به شکلی خاص و زیبا در حال بروز است.
بس که از دل میرباید طاقت و صبر و قرار
شوخ میآید برم یار و به تمکین میرود
هوش مصنوعی: همینقدر که دل از طاقت و صبر خالی میشود، یار با شیطنت به سراغم میآید و به آرامی میرود.
دست بر شمشیر و بیپروا و مست و کینهجو
دور باش ای فتنه کان شوخ خلابین میرود
هوش مصنوعی: دستت را بر روی شمشیر بگذار و بیهیچ ترس و با خشم و کینه، دور از troubles غیرو نیک که مانند دختری جذاب و فریبا میآید و میروند، بمان.
پردهٔ گوش سخنسنجان شود اوراق گل
بس که جویا بر زبانم شعر رنگین میرود
هوش مصنوعی: گوشهای من در برابر سخنان شاعران مانند پارچهای درمیآید، چون هر بار که دربارهٔ گلها صحبت میکنم، شعرهای زیبا و رنگارنگی بر زبانم جاری میشود.