برگردان به زبان ساده
بزم عیشم یک نفس بی جلوهٔ خوبان مباد
باده و نقلم به غیر از آن لب و دندان مباد
هوش مصنوعی: در میهمانی شادابی و خوشی من، هرگز نباید بدون زیباییهای دلنشین بگذرد. نیکوترین شراب و موسیقیام بدون آن لب و دندان زیبا ارزشی ندارد.
داغ خواری از کلف افتاده بر رخسار ماه
هیچ کس از چون خودی شرمندهٔ احسان مباد
هوش مصنوعی: هیچ کس نباید از کارهایی که برای دیگران انجام میدهد احساس شرمندگی کند؛ حتی اگر به نظر برسد که این کارها باعث کاهش ارزش و شأن او شدهاند. بر روی صورت فردی که زیباست، آثار زخم و درد ممکن است باشد، اما این حالت نباید باعث خجالت او شود.
پنجهٔ شاهین بود مژگان چو برهم می زند
صعوهٔ دل صید چنگال سیه مستان مباد
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا مانند پنجهی شاهین هستند و زمانی که آنها را میبندند، دل را گرفتار میکنند. هرگز نگذارید که این دل به دام چنگال کسانی بیفتد که در سیاهی غرق هستند.
جز دلم را از گل داغ جگرسوز غمت
چاک پیراهن به رنگ لاله تا دامان مباد
هوش مصنوعی: غمی که در دل دارم باعث شده تا دلم مانند گلی پارهپاره شود و لباس من به رنگ لاله قرمز شده است و امیدوارم که این درد تا انتهای عمرم ادامه پیدا نکند.
استخوان تن چو شیرم از بن هر مو چکید
کس گرفتار فشار پنجهٔ مژگان مباد
هوش مصنوعی: تنم مانند استخوانی است که از هر موی خود رنج و فشار را حس میکند، امیدوارم کسی به فشار چشم و نگاه شکیبایی نیفتد.