برگردان به زبان ساده
با شوخی چنان به کنارم نشسته ماند
گویی به لوح حافظه مضمون جسته ماند
هوش مصنوعی: او با شوخی و لطافت در کنارم نشسته است، طوری که انگار مضمون و یادداشتی در ذهنش ثبت شده و فراموش نشده است.
طومار شکوه های دل من به دست چرخ
نگشوده همچو غنچهٔ شاخ شکسته ماند
هوش مصنوعی: غصهها و دردهای دل من هنوز بیان نشدهاند و مانند غنچهای هستند که به خاطر شکستن شاخه، نتوانستهاند باز شوند.
باز آکه در فراق تو هر موی بر تنم
بسیار بی قرارتر از نبض خسته ماند
هوش مصنوعی: ای محبوب، وقتی در دوری تو هستم، هر یک از موهای تنم نشانهای از بیتابی من است، حتی بیشتر از ضربان خسته قلبم که نشاندهندهی ناراحتیام است.
مضمون بسته را نتواند کسی گشاد
مرغ دلم به زلف تو تا حشر بسته ماند
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به راز و رمزی که در دل من وجود دارد پی ببرد، زیرا دل من تا روز قیامت به زلفهای تو وابسته و گرهخورده است.
جویا گل نشاط که نبود دو روز بیش
شکر خدا که در کف ما دسته دسته ماند
هوش مصنوعی: از زندگی و لحظات شاد استفاده کن، زیرا این خوشیها زمان زیادی در دست ما نمیمانند. باید شکرگزار باشیم که هنوز این لحظات زیبا را داریم.