برگردان به زبان ساده
شعلهٔ رخسار او تا شمع بزم باده بود
موج می پروانهٔ آتش به جان افتاده بود
هوش مصنوعی: رخسار او مانند شمعی در مجلس باده میدرخشید و شعلهاش باعث شده بود که پروانهای در آتش عشقش بسوزد.
پیش از آن ساعت که آمد سر و شوخش در خرام
رنگ را چون نقش پا رخسارم از کف داده بود
هوش مصنوعی: قبل از آنکه آن لحظه خاص برسد که زیبایی و شگفتی او ظاهر شود، رنگ چهرهام مانند اثری از پا بر روی زمین محو و کمرنگ شده بود.
از کف پایت ز بس نازکتر از برگ گل است
بوسه چینی را لب هر غنچه ای آماده بود
هوش مصنوعی: بوسهای که بر لب هر غنچهای قرار دارد، به قدری لطیف و زیباست که از کف پا و لطافت آن نازکتر است، مانند برگ گل.
شب که پیمودی تو بر دلها شراب جلوه را
محتسب لبریز کیفیت چو جام باده بود
هوش مصنوعی: در شب، زمانی که تو بر دلها میگذشتی، شرابی با شگفتی و زیبایی به نمایش درآمد که مانند جام پر از باده بود و محتسب (نگهبان میخانه) به شدت تحت تأثیر آن کیفیت قرار گرفت.
دست لطفی ساقی کوثر زخاکش بربگرفت
ورنه جویا همچو نقش پا به ره افتاده بود
هوش مصنوعی: دست رحمت ساقی به من مدد رساند وگرنه من هم مانند یک اثر نامشخص بر زمین گم شده بودم.