برگردان به زبان ساده
زاضطراب چو موج سراب آب نخورد
دلی که در غم زلف تو پیچ و تاب نخورد
هوش مصنوعی: در لحظههای اضطراب و ناراحتی، مانند موجی که بر سراب میخیزد، دل کسی که در غم زلف تو میپیچد و خود را گرفتار میکند، هرگز آرامش و سکون نمییابد و آب را نمینوشد.
شبی که مغز جگر را به روی کار نداشت
ز خونفشانی مژگان تر دل آب نخورد
هوش مصنوعی: شبی که اشکهای غم بر چشمانم میریختند و دل را از درد پر کرده بودند، حتی جگرم هم طاقت نیاورد و نتوانستم از خونی که از آن جگر میریخت بنوشم.
دل است قابل فیضان درد از اعضاء
بلی شکست بجز فرد انتخاب نخورد
هوش مصنوعی: دل، ظرفیت دریافت درد از اعضای دیگر را دارد، اما در این میان، تنها فردی خاص و منتخب است که از این آسیبها آسیب نمیبیند.
چرا چو غنچه شمیم گل آید از دهنش
به جای باده اگر شوخ من گلاب نخورد
هوش مصنوعی: چرا مثل یک غنچه بوی گل از دهانش میآید، در حالی که اگر معشوقهام خوشزبان باشد، نباید بوی گلاب را بچشد؟
علو همت شمشیر یار را نازم
کمر به خون دلم تا نبست آب نخورد
هوش مصنوعی: بلندپروازی و شجاعت یار را تحسین میکنم؛ چرا که برای من هیچ چیزی مهمتر از این نیست که دل پر از درد و خونینم را همچنان قوی و پایدار نگهدارم و اجازه ندهم که آب زندگیام بُرُد.
اسیر ساده دلیهای زاهدم جویا
غم زمانه بخورد و شراب ناب نخورد
هوش مصنوعی: انسانی که ساده دلانه به مشکلات و غمهای روزگار فکر میکند، از لذتهای زندگی مثل نوشیدن شراب خالص و خوشگوار و بهرهمندی از زیباییهای دنیا غافل میشود.